منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٨ - توضيح تفسير مفردات دعا
آن نيز بوده باشد، چنانچه از كريمه: ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ[١]، يعنى «چه چيز فريفته ساخت ترا به پروردگار كريم خود كه مرتكب عصيان او شدى؟» هم از و روايح اين بشارت به مشام اميد پويندگان وادى عصيان و تقصير رسيده، چه ارباب تفسير ذكر كردهاند كه ذكر «كريم» در آيت مذكوره و اختصاص آن از ساير صفات به واسطه آنست كه تنبيهى بوده باشد مر عاصيان امّت را به آنكه چون در معرض خطاب ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ در آيند در جواب گويند: غرّنى كرمك يا كريم، يعنى «فريفته ساخت مرا كرم تو اى كريم على الاطلاق».
صاحب «تفسير نيشابورى» كه مولانا نظام الدين اعرج است در تفسير خود ذكر كرده است كه: در اوايل جوانى و سنّ شباب در واقعه ديدم كه قيامت قائم شده و مردم را در معرض خطاب و عتاب دارند. به خاطر من گذشت كه اگر مرا نيز در معرض خطاب درآورند و بگويند كه: ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؟ چه در جواب بايد گفت.
همان در حالت خواب بىآنكه پيشتر در بيدارى گوشزد من شده باشد كه ذكر كريم در آيت به واسطه تنبيه بر آنست، ملهم شدم از جانب عزّت- عمّت عطيّاته- به آنكه مىبايد گفت: غرّنى كرمك يا ربّ. بعد از آنكه بيدار شدم اين معنى در خاطر من بود تا آنكه بعد از مدّتى در بعض تفاسير مشاهده كردم كه برين وجه ذكر كردهاند.
و گويا مراد او به بعض تفاسير «مجمع البيان» است كه از مصنّفات حجّة الاسلام شيخ ابو على طبرسى است از مشاهير علماى اماميّه، چه در تفسير خود اين نكته را ذكر كرده، و هذه عبارته:
انّما قال سبحانه: «الكريم» دون سائر صفاته و اسمائه لانّه كأنّه لقّنه الجواب حتّى يقول: غرّنى كرم الكريم[٢] انتهى كلامه اعلى اللَّه مقامه-
[١] سوره انفطار: ٨٢- آيه ٦.
[٢] همانا خداى سبحان صفت« كريم» را از ميان ساير صفات و اسماء خود ذكر فرموده زيرا بدين سبب گويا پاسخ بنده را به او تلقين نموده تا بگويد: كرم و بزرگوارى كريم مرا فريفته ساخت.