منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٥٠ - توضيح تفسير مفردات دعا
كه به آن عضو ازو واقع شده باشد، پس در پرواز آيد در آن اثنا مويى از مويهاى مژه او و طلب اذن نمايد از حضرت عزّت- جلّ شأنه و عزّ برهانه- در اداى شهادتى كه داشته باشد، پس اذن حاصل شود از جانب حضرت عزّت او را و بگويد:
در سخن آى اى موى چشم بنده من، و حجّت او ساز آنچه ازو ديدهاى. پس موى به تكلّم آيد و گواهى دهد برو به گريه بسيار كه از خوف و ترس الهى ازو بعمل آمده، و به مجرّد گواهى او درياى رحمت به جوش آمده از تقصيرات او درگذرند و از عذاب دوزخش آزاد سازند، و منادى آواز بر آرد در عرصه عرصات كه: هذا عتيق اللَّه بشعرة، يعنى «اينست آزاد كرده خدا به موئى». و نعم ما جرى في طىّ هذا المقال على لسان بعض ارباب الحال و اصحاب الكمال:
|
آنان كه گناه بىكس و كو بخشند |
يكسو بنگارند و ز يكسو بخشند |
|
|
ارباب كرم چو عذر عصيان طلبند |
صد كوه گناه را به يك مو بخشند |
|
پس بنا بر اين لازم نمىآيد كه هر گاه دهانها مهر شود مجادله و احتجاج از جانب بندگان نتواند واقع شد، چه مىتواند بود كه احتجاج بوده باشد، نهايتش به زبان نباشد و به اعضاى ديگر واقع شود، فتدبّر. انتهى كلامه- أعلى اللَّه مقامه-.
مترجم «اربعين»- خلّدت ظلال افضاله الى يوم الدّين- مىفرمايند: مىتواند بود كه وجه تدبّر كه مصنّف- رحمه اللَّه- به آن اشارت كردهاند آن باشد كه ظاهر آيه تجادل عن نفسها آنست كه مجادله مذكوره از ايشان به اراده و اختيار واقع خواهد شد، و از روايت مذكوره فهم نشده كه مجادله به اختيار و اراده، به اعضا واقع خواهد بود بلكه ظاهر تشهد اعضاؤه عليه آنست كه شهادت اعضا به اختيار و اراده او نخواهد بود، و الّا تشهد له گفته مىشد نه تشهد عليه مگر آنكه بگوئيم: احتمال آن كافى است و منع احتمال مكابره است- و اللَّه أعلم[١]».
[١] البته در دنباله حديث، شهادت مژه چشم با له آمده است كه شهادت به نفع است، ولى به هر حال از روى اختيار و اراده صاحب آن نيست و اشكال بر جاى خود باقى است.