منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٥١ - توضيح تفسير مفردات دعا
«و يشمّ» به فتح شين است، و در اصل يشمم به دو ميم بوده بر وزن يعلم، نقل شده فتحه ميم بما قبل، و ميم در ميم ادغام يافته. و واحد ماضى او شمم به كسر ميم است از باب علم يعلم. و ريح به معنى رايحه است، و روح- به فتح راء- عبارت از بوى خوش و نسيم بهشت.
مترجم گويد: «معنى و بيّض وجهى كه در دعاى غسل وجه واقع است چنانچه مصنّف- رحمه اللَّه- در كتاب «اربعين» بيان آن كردهاند مىتواند بود كه بياض وجه كنايه از شكفتگى رو باشد كه در حين ادراك مسرّت عظيم و فرح مفرط بهم مىرسد، و سواد وجه كنايه از گرفتگى رو كه در حال خوف و خجلت دست مىدهد. و مىتواند بود كه مراد بياض حقيقى باشد، و نيكوكاران بحسب واقع رو سفيد مىشده باشند، و گناهكاران رو سياه، تا حقيقت كردار ايشان بر ساير عالميان ظاهر باشد، و آن نيز لذّتى باشد طبقه اولى را، و عقابى باشد طبقه ثانيه را. و برين دو وجه حمل كردهاند ارباب تفسير، كريمه يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ را كه در قرآن واقع است- و اللَّه أعلم» (سوره آل عمران: ٣- آيه ١٠٦) و مراد به «خلد» برات خلد است به اين معنى كه «بده صحيفه اعمال مرا به دست راست من، و برات خلود در بهشت را به دست چپ من، تا آن نيز بىبهره نماند و به هر دو دست حامل احسان تو باشم». و تفسيرات ديگر نيز دارد كه در شرح حديث پنجم از كتاب «اربعين» ايراد يافته است.
مترجم گويد: «مخفى نماند كه مصنّف- رحمه اللَّه- در كتاب «اربعين» در بيان معنى «خلد» چنانچه اشاره به آن كرده است كلامى ايراد نموده كه چون مقام، مقتضى ذكر آن بود توضيحا للمرام ترجمه آن را از ترجمه قطب شاهى ايراد مىنمايد و آن اينست:
ببايد دانست كه معنى و الخلد في الجنان بيسارى كه در دعاى غسل يد يمنى واقع است خالى از خفا و پوشيدگى نيست، چه ظاهرش آنست كه «عطا كن خلود