منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٣٧ - «مالك يوم الدين»
صفت معرفه واقع شود، با آنكه مراد از آن استمرار است نه تجدد و حدوث.
و «عالم» اسم چيزى است كه به آن چيزى ديگر معلوم مىشود كه غلبه است در هر چيزى و هر جنسى كه صانع به آن دانسته مىشود، چنان كه مىگويند:
عالم افلاك و عالم عناصر و عالم حيوان و عالم نبات.
«الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
تكرار ذكر اين دو صفت در مفتتح كتاب كريم واجب التّعظيم به واسطه اشعارى است به اينكه اهتمام و اعتناء حضرت عزّت- جلّ شأنه و عظم امتنانه- به رحمت بيشتر است از باقى صفات ديگر، از براى گسترانيدن بساط رجا و اميدوارى است به جهت گناهكاران و عاصيان به اينكه مالك روز جزا «رحمان و رحيم» است. پس گويا كه به زبان حال كه نزد ارباب كمال وجود و اصحاب حال و شهود ابلغ از زبان قال است ندا مىكند كه: اى گناهكاران نااميد مشويد از در گذشتن از گناهان شما در روز جزا و اگر چه گناه شما بسيار باشد، بلكه بايد كه به رحمت او وثوق و اعتماد كنيد، و به فضل و احسان او اميدوار باشيد، و به آنكه نظر نيكوئى و رحمت او به سوى شماست، مطمئن خاطر و بآرام باشيد چه بدرستى كه مالك روز جزا و صاحب يوم عقبى رحمان و رحيم است و آمرزنده گناهان عظيم.
|
مشو نوميد اگر دارى بسى جرم |
كه فضل او فزونست از گناهت |
|
|
ورت نبود زبان عذر خواهى |
هم او گردد به رحمت عذرخواهت |
|
«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»
عاصم و كسائى «مالِكِ» خواندهاند و باقى قرّاء «ملك» خواندهاند، و مؤيّد قرائت اول قول خداى تعالى است: يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ[١]. و تأييد قرائت ثانى كه ملك باشد به پنج وجه است.
اول آنكه: ملك ادخل است در تعظيم از مالك. دوم آنكه: انسب است به اضافه به يوم الدّين چنانچه مىگويند: ملك العصر. سيّم آنكه: اوفق است به قوله
[١] سوره انفطار: ٨٢- آيه: ١٩:« روزى كه هيچ كس براى كسى قادر بر هيچ كارى نيست و تنها حكم و فرمان در آن روز از آن خداست».