منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥٢ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
كه مىبايد منزّه بوده باشد از تركّب ذهنى و خارجى، و تعدّد، و هر چيزى كه كه مستلزم يكى ازين دو چيز كه عبارت از تركّب و تعدّد است بوده باشد مثل جسميّت و تحيّز؛ و مشاركت در حقيقت و لوازم آن مانند وجوب وجود و قدرت ذاتيّه و حكمت تامّه.
و «صمد» ذاتى را گويند كه مرجع و مقصود جميع موجودات در تحصيل مرادات و طلب حاجات كلّيّة و جزئيّة به او باشد كه از كرم عميم او در خواست كنند و التماس ازو نمايند. قال في «الصّحاح»: صمده يصمده صمدا اى قصده. و الصّمد: السّيّد لأنّه يصمد اليه في الحوائج.
و «كفو» مثل و مانند را گويند، پس اول اين سوره مباركه دلالت بر احديّت كرد كه عبارت از منفرد بودن ذاتست با اتّصاف جميع صفات جمالى، و آخر اين سوره دلالت بر واحديّت نمود كه عبارت از منزه بودن ذاتست از جميع صفات جلالى.
«بِرَبِّ الْفَلَقِ» فلق عبارت است از شكافته شدن چيزى به نوعى كه چيزى ديگر از آن ظاهر و پيدا شود؛ و اين شامل جميع ممكناتست، چه حضرت عزت- جل شأنه و عظم برهانه- جميع ممكنات را از ظلمت عدم به منصّه ظهور جلوهگر نموده، كسوت وجود را در ايشان پوشانيده است. و «فلق» به سكون لام مصدر «فلقت الشّىء فلقا» است اى شققته شقّا. يعنى شكافتم آن را شكافتنى، و منه قوله تعالى: فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى[١]، يعنى «شكافنده نبات از حبّه، و درخت از تخم».
و «الغاسق» شب شديد الظّلمة را گويند، يعنى شبى كه بغايت، تاريك و بنهايت، تيره باشد. و «وَقَبَ» يعنى: داخل شود و نفوذ كند تاريكى شب در همه چيز. و «النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ» يعنى نفوس آدميان ساحر يا زنان ساحره كه به طريق
[١] سوره انعام: ٦- آيه ٩٥.