منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥٠ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
مترجم گويد: «ببايد دانست كه
«و افض علىّ من فضلك»
فيض در لغت به معنى كثرت و سيلان آبست، قال في «القاموس»: فاض الماء يفيض فيضا و فيضوضة اى كثر حتّى سال. يعنى «بسيار كن و به سيلان در آر بر من فضل و كرم خود را». و كلام از قبيل استعاره بالكناية است با تخييل، چه تشبيه شده است فضل الهى در زياده شدن و سيلان كردن به آب، و اكتفا شده است به ذكر مشبّه؛ و ذكر افاضه كه از ملائمات مشبّه به است تخييل آنست.
«و أنزل علىّ من بركاتك»
يعنى: «نازل ساز و فرو فرست بر من از بركتها و نعمتهاى خود».
تشبيه شده است درين فقره رسانيدن خداى تعالى بركتهاى خود را به ما، به انزال كه عبارت از ايصال چيزى است از بالا به شيب، بر سبيل استعاره، چه تشبيه شده است بلندى و شيبى به حسب رتبه به بلندى و شيبى مكانى، و استعاره شده لفظى كه از براى آن موضع[١] است كه درين معنى استعمال يابد در آن معنى- و اللَّه أعلم».
«و قدرتك الّتى لا يمتنع منها شىء»
يعنى قدرت كامله تو كه به جميع اشيا محيط است. و ممكن نيست كه هيچ فردى از افراد ممكنات در تحت مقدورات الهى منتظم نباشند بلكه قدرت او جميع مقدورات را بر وجه ابلغ احاطه نموده است. و از اين عبارت چنين به حيطه فهم در مىآيد كه لفظ «شىء» را بر ممتنع الوجود اطلاق نمىتوان كرد.[٢]
[١] در نسخه الف: موضوع.
[٢] اينكه ممتنع الوجود از تحت قدرت الهى خارج است از جهت قصور و كاستى قدرت الهى نيست، بلكه از اين جهت است كه آن ممتنع قابليت آن را كه قدرت الهى به آن تعلق گيرد و در آن اثر بگذارد ندارد،( مانند اينكه يك پهلوان نتواند كاغذى را چندين متر پرتاب كند كه ضعف از كاغذ است كه قابليت رفتن ندارد نه از پهلوان) بنا بر اين، قصور و كوتاهى از جانب خود آن است نه از جانب قدرت كامله خداوندى( مؤلف- ره).