منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥١ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
«و لا تزغ قلبى»
اصل «تزغ» از «زيغ» است، و آن عبارتست از ميل نمودن و منحرف شدن از طريق سداد و مسلك رشاد؛ و مراد آنست كه سلب توفيق از من مكن، تا بر صفت اهتدا باقى بوده باشم و از جاده مستقيم و دين قويم منحرف نشوم.
و التّوفيق منه سبحانه.
«و من فجاءة نقمتك»
فجاءة- بضم فاء و مد همزه- عبارتست از وقوع چيزى ناگاه و بىخبر دفعة واحدة. و مراد به «نقمة» عقابست، و به فتح نون بر وزن كلمه، و به كسر نون بر وزن نعمة هر دو آمده است. قال في «القاموس»:
«النّقمة بالكسر و الفتح: المكافاة بالعقوبة.
«و من درك الشّقاء»
درك- به تحريك- را بر مكان اطلاق مىنمايند، و طبقات آن را «دركات» مىنامند؛ و طبقات دوزخ را «دركات» مىگويند، و طبقات جنّت را «درجات»؛ و بر نهايت شىء نيز كه تعلّق به جهت اسفل دارد اطلاق درك مىنمايند[١].
«و من يعنينى امره»
به عين بىنقطه و ياء بدو نقطه زيرين كه ما بين نونين واقع است عبارت از چيزيست كه اين كس را نهايت اهتمام به شأن آن بوده باشد، يقال: عنى بالشّيء اذا اهتمّ بشأنه.
«باللَّه الاحد الصّمد»
چنانچه از لفظ «اللَّه» اراده ذاتى مىكنند كه مستجمع جميع صفات كمال بوده باشد، يعنى صفات جمالى كه عبارت از صفات ثبوتيّه است، همچنان از لفظ «احد» اراده ذاتى مىنمايند كه مستجمع جميع صفات جلالى كه عبارت از صفات سلبيّه است بوده باشد، چه واحد حقيقى عبارت از ذاتى است
[١] ظاهرا« درك» در اينجا مصدر است به معنى« لحاق» يعنى رسيدن شقاوت و بدبختى. و با كلمات قبل خود از قبيل: زوال و تحويل و فجاءة كه همه مصدرند مناسبتر است.