منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٧٥ - دعا بين اذان و اقامه، و شروع در نماز
منقول است از اصحاب عصمت، پس برخيز از براى اقامت گفتن. و فصول اقامت همه دو مرتبهاند[١] سواى تهليل[٢] كه در آخر آنست كه آن را يك بار بايد گفت، و بعد از فصل حىّ على خير العمل دو مرتبه قد قامت الصّلاة بايد گفت. و بايد كه در وقت گفتن اقامت آداب مذكوره اذان را بجاى آرى مگر به تأنّى خواندن و انگشت در گوش گذاشتن و آواز بلند كردن، چه اين هر سه فعل در اذان سنّت است نه در اقامت، بلكه در اقامت سنّت است كه به خلاف تأنّى زود گفته شود، و به خلاف رفع صوت آهسته خوانده شود، و به خلاف وضع اصبعين در اذنين ترك وضع كرده شود. و تأكيد استحباب قيام و طهارت در اقامت بيشتر از اذان است حتّى آنكه سيّد مرتضى- رضى اللَّه عنه- قيام و طهارت را در اقامت واجب مىداند. و هر گاه كه از اقامت گفتن فارغ شدى بايد كه رو به قبله اين دعا را بگوئى:
اللّهمّ اليك توجّهت، و مرضاتك طلبت، و ثوابك ابتغيت، و بك آمنت، و عليك توكّلت. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، و افتح مسامع قلبى لذكرك، و ثبّتنى على دينك [و دين نبيّك محمّد]، و لا تزغ قلبى بعد اذ هديتنى، و هب لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ.
[خداوندا به سوى تو رو كردهام. و خشنودى تو را طلبيدهام، و پاداش تو را جستهام، و به تو ايمان آوردهام. و بر تو توكل نمودهام. خداوندا بر محمّد و آل او درود فرست، و دريچه گوش دلم را براى ياد خودت بگشا، و مرا بر دين خود [و دين پيامبر خودت محمّد] پايدار بدار، و دلم را پس از آنكه هدايتم نمودهاى منحرف مساز، و از جانب خود رحمتى بر من ببخش، كه راستى تو بسيار بخشندهاى].
و بايد كه ايستادن تو در نماز به وقار و خضوع بوده باشد، و دستهاى خود را فرو گذاشته محاذى زانوها بر روى رانها بدارى، و قدمها را از هم دور گذارى
[١] در نسخه الف:« همه دو دواند».
[٢] لا اله الا الله گفتن.