منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٦ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
«و مقيمه و شاخصه»
مراد به «شاخص» در اين مقام مسافر است كه ضد «مقيم» است، و از شخص من البلد، كه به معنى ذهب و سار است مأخوذ است.
«و ما كنّ تحت الثّرى»
كنّ- به تشديد- يعنى: آن چيزى كه در زير خاك نهان و مخفى بوده باشد.
«ليس لنا من الامر الّا ما قضيت»
مراد به لفظ امر كه درين محل واقعست به معنى نفع است، و جمله
«و لا من الخير الّا ما اعطيت»
كه بلافاصله بعد از اين جمله مذكور شده است به منزله تفسير جمله اولست.
«شاهد عتيد»
- به تاء دو نقطه فوقانيّه- به معنى مهيّاست، يعنى: شاهدى است اين روز بر من كه مهيّا و حاضر است. قال في «الغريبين»: عتيد اى حاضر. و منه قوله تعالى: رَقِيبٌ عَتِيدٌ[١] اى معدّ حاضر.
«بارتكاب جريرة»
جريره- به جيم و راء بىنقطه- جنايت است، و از اينجا است كه مىگويند: ضامن جريره. و مراد به جريره اينجا خطيئه و گناه است.
«او اقتراف صغيرة»
اقتراف به معنى اكتساب است، يعنى: كسب نمودن صغيره.
«و اجزل لنا»
اى اكثر لنا، يعنى: بسيار كن از براى ما.
«و اخلنا فيه من السّيّئات»
يعنى: بگردان ما را درين روز خالى از سيّئات.
«و يسّر على الكرام الكاتبين مئونتنا»
مراد به اين، طلب عصمت نمودن است از بسيارى سخن گفتن و از اشتغال نمودن به چيزهائى كه نه متضمّن نفع دنيوى باشد و نه اخروى، چه ظاهر است كه به سبب كم گفتن و كم كردن اشياء لا ينفع تخفيف حاصل مىشود كرام الكاتبين را كه عبارت از نويسندگان اعمال حسنه و قبيحه عبادند در نوشتن اقوال و افعال.
«مستعملا لمحبّتك»
بنا بر قاعده نحويان «لمحبّتك» اضافه مصدر است به سوى فاعل يا مفعول، يعنى: محبّت تو ما را يا محبّت ما تو را.
[١] سوره ق: ٥٠- آيه ١٨.