منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٣٤ - بسم الله الرحمن الرحيم
بودن استعانت مر جمله فعل را فوت مىشود.
و مقدر خاص اسمى مثل قراءتى مثلا موجب زيادتى تقدير است در كلام به اضمار خبرش، زيرا كه تعلّق ظرف به آن مقدر مانع مىشود از آنكه آن ظرف خبر ازو واقع تواند شد.
و مثال آنكه مقدر مقدم باشد مثل اقرأ بسم اللَّه، درين صورت فوت مىشود مقصور بودن استعانت بر اسم او- جلّ شأنه-.
و «اللَّه» علم شخصى است مر ذات مقدس جامع جميع صفات كمال را، نه آنكه اسم بوده باشد مر مفهوم واجب الوجود [را] اگر چنين بوده باشد هر آينه كلمه لا اله الّا اللَّه مفيد توحيد نخواهد بود به واسطه احتمال متعدد بودن افراد اين مفهوم نظر به اعتقاد قائل اين كلمه. پس اگر كسى معارضه كند و گويد كه: اگر چنين بوده باشد، قل هو اللَّه مفيد توحيد نخواهد بود زيرا كه درين صورت جايز خواهد بود كه «اللَّه» علم احد افراد واجب الوجود بوده باشد و حال آنكه سوره مذكوره را از دلايل سمع بر توحيد شمردهاند.
اين معارضه مدفوع است به اينكه در جواب گوييم كه: و احديّت از آخر سوره مذكوره مستفاد مىشود، و اما صدر سوره افاده احديّت مىكند، و مراد به احديّت عدم قبول قسمت است به انحاء متعدده.
و «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» دو صفت مشبههاند به واسطه مبالغه از رحم- به كسر- بعد از آنكه نقل كردهاند به رحم- به ضمّ- مثل غضبان از غضب. و رحمت در اصل لغت: رقّت قلب است و تعطّف. و رحمان ابلغ است در معنى رحمت از رحيم زيرا كه زيادتى مبانى دلالت بر زيادتى معانى مىكند.
و در اينجا ابلغيّت رحمان يا به اعتبار كمّيّت رحمت است يا به اعتبار كيفيّت.
امّا به اعتبار كميّت، و بر آن حمل نمودهاند آنچه وارد شده است در دعا: «يا رحمان الدّنيا و رحيم الآخرة» بنا بر شمول رحمت دنيا مر مؤمنان و كافران را، و