منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٩ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
از نور كجا بهره برد ديده اعمى و روايت شده است كه آن حضرت ٧ در بعض از ايام به نماز قيام نموده بودند ناگاه در اثناء نماز از هوش رفتند، و چون به هوش آمدند جماعتى از سبب بيهوشى ايشان پرسيدند، پس آن حضرت در جواب فرمودند كه: «من تكرار اين آيه كريمه مىكردم تا آنكه آن را از قائلش شنيدم». بعض از عارفين گفتهاند كه: زبان معجز بيان امام جعفر صادق ٧ در آن وقت مثل شجره طور بوده است در وقت گفتن: إِنِّي أَنَا اللَّهُ.[١] و چه خوش گفته است شيخ محمود شبسترى:
|
روا باشد أَنَا اللَّهُ از درختى |
چرا نبود روا از نيكبختى |
|
پنجم- آنكه عبادت چون في نفسه متضمّن مشقّت و كلفت است، و از آداب محبّ آنست كه در حضور محبوب تحمّل مشقّت عظيم نمايد بر نهجى كه عشر از عشير آن را در غيبت متحمّل نتواند شد، و ازين ممرّ مطلقا مكدر نباشد بلكه مىبايد كه حاصل نشود محبّ را به سبب عزّ حضور مگر نهايت ابتهاج و غايت سرور، بدين سبب حضرت عزت مقارن ساخت عبادت خود را به لفظى كه مشعر است به حضور او و نظر او- جلّ شأنه- به سوى عابد كه آن ضمير خطاب است در إِيَّاكَ نَعْبُدُ تا حاصل آيد به سبب اين مقارنت تدارك آنچه متضمّن كلفت است، و جبر شود به آن آنچه لازم مشقّت است، و اتيان كند عابد آن را به نوعى كه عارى از كلال و خالى از فتور و ملال و مقرون به تمام نشاط و نهايت انبساط بوده باشد.
ششم- آنكه حمد را چنانچه محقّقين گفتهاند: اظهار مزايا و افزونيهاى محمود است بر غير، پس مادام كه اغيار را در نظر سالك وجودى هست هر آينه ظاهر مىسازد كمالات محبوب را بر ايشان و ذكر مىكند مزاياى مطلوب را نزد ايشان، و اما گاهى كه رجوع كرد امر او و ترقى نمود حال او به سبب ملازمت اذكار و ملاحظه آثار به سوى ارتفاع استار و اضمحلال جميع اغيار نمىماند سواى معبود بحق و جمال
[١] سوره طه: ٢٠- آيه ١٤. و در قرآن: انّنى است.