منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٣ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
الضّرّ»
أى أصابنى الضّرّ، يعنى: وقتى كه دريابد مرا ضر. و مراد به ضرّ- به ضمّ ضاد نقطهدار- در اينجا به معنى بدى احوالست. و امّا به فتح ضاد به معنى ضد نفعست.
«و شملتنى الخصاصة»
- به خاء نقطهدار مفتوحه و دو صاد بىنقطه كه در ميان ايشان الف واقعست- به معنى احتياج و پريشانى احوالست.
«و عرّتنى الحاجة»
- به عين بىنقطه و راء بىنقطه مشدّده- به معنى شامل شدن و فرا گرفتن است، يعنى احتياج و پريشانى شامل من شد و مرا فرا گرفت.
«و توسّمت بالذّلّة»
يعنى: به ذلّت و خوارى و به بىعزّتى و سبكسارى موسوم گرديدم.
«و حقّت علىّ الكلمة»
يعنى مستحقّ كلمه عذاب گرديدم.
«فامسح ما بى»
مراد به مسح زايل ساختن است، يعنى: زايل ساز و ببر آنچه بر من است از پريشانى و احتياج. و جايز است كه به صاد بىنقطه نيز خوانده شود، و معنى هر دو يكيست و همانست كه گذشت.
«و الايزاع لشكرك»
- به ياء دو نقطه زيرين و بعد از آن زاء نقطهدار و آخر آن عين بىنقطه- به معنى الهام است، يعنى: ملهم ساز مرا از جهت شكر نعمت خود چنانچه در كلام مجيد واقعست كه: رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ*- الآية[١]، اى ألهمنى.
«و لا تخلّنى من يدك»- به خاء نقطهدار و تشديد لام- از تخليه است كه عبارت از واگذاشتن است، يعنى: مرا وامگذار از حفظ و حمايت خود. و جايز است كه از لفظ «يد» اراده نعمت نمايند و درين صورت لا تخلنى به تخفيف لام و كسر آن بايد خواند، و معنى آن اى لا تجعلنى خاليا من نعمتك، يعنى: خالى مگردان مرا از نعمت بىغايت خود. «ليست ببدع من ولايتك» بدع- به سكون دال بىنقطه- مراد آنست كه از تو بديع و غريب نيست كه احسانى كنى مرا، و نعمتى ارزانى
[١] سوره نمل: ٢٧- آيه ١٩.