منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٢ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
و اين كنايه از حضرت سيّد ابرار و آل عالى مقدار آن حضرت است- صلوات اللَّه عليهم- و «طلبتى» به فتح طا و كسر لام است.
و «معوّلى» بر صيغه اسم مفعول به معنى ثقتى و معتمدى است. و «ظعنى»- به ظاء نقطهدار و عين بىنقطه ساكنه يا مفتوحه- به معنى سيرى و سفرى است.
«و منقلبى و مثواى»
مراد به آن رجوع و اقامت است، يا حركت و سكونست.
«من نائلك»
مراد «به نائل» عطيّه است يعنى از عطيّه تو و احسان تو. و لفظ نوال از اينجا مأخوذ است.
«و من روحك»
به فتح را، مراد از آن لطف و راحت است، يعنى از لطف تو و راحت تو.
«ارتتاج مذاهبها»
ارتتاج- به دو تاء به دو نقطه فوقانيّه و در آخر آن جيم- به معنى انغلاق است كه عبارت از بستن در است. يقال: ارتجت الباب اى اغلقته.
«من كلّ ضنك مخرجا»
ضنك- به ضاد نقطه دار مفتوحه و نون ساكنه- به معنى ضيق و تنگى است.
«و مجدك»
به معنى كبريائك و عظمتك است.
«و الدّيانة الّتى حضّ عليها»
حض- به ضاد نقطهدار مشدّده- به معنى مبالغه است در شأن ديانت، يعنى ديانتى كه مبالغه نموده است حضرت رسالت- صلوات اللَّه عليه و آله- در شأن آن، و تحريص كرده است امّت را به اتصاف به آن. «امّ»- به تشديد ميم- به معنى قصد است.
«و تزلف»
بر وزن تكرم به معنى تقرّب است.
«و قد اكدى الطّلب»
اكدى- به دال بىنقطه- به معنى تعسّر و تعذّر و منقطعشدنست.
«و اعيت الحيل»
- به عين بىنقطه و به ياء دو نقطه زيرين- به معنى اتعبت كه عبارت از رنج و ماندهشدنست از مشقّت راه رفتن و محنت كار كردن
«منيخ»
- به نون و آخر آن خاء نقطهدار- به معنى مقيم بودن است.
«بفنائك»
فنا- به كسر فا و بعد از آن نون- فضاى خانه را گويند، و مراد اينجا در خانه است.
و اثبات نمودن فنا به واسطه حضرت عزّت در كلام از روى استعاره است.
«و اذا تلا حكت علىّ الشّدائد»
تلا حكت- به حاء بىنقطه- به معنى در آمدن و ملاصق گرديدن است، يعنى: هر گاه كه سختيها در آيد و ملاصق من شود.
«و نالنى