منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٠ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
غم و اندوه[١].
«و تغمّد زللى»
يعنى پوشيدن و فرا گرفتن لغزيدنها و از جاده اطاعت بدررفتنهاى مرا به عفو و غفران خود.
«و اقالة عثرتى»
مراد به «اقالة» مسامحه نمودن و در گذشتن است. و مراد به «عثرة» گناه و خطيّه است كه مأخوذ است از عثرة الرّجل كه به معنى لغزيدن پاست.
«و مجاهد النّاكثين»
مراد به «ناكثين» اهل جملاند كه عايشه و طلحه و زبير و أتباع ايشان بودند كه نكث بيعت امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليه- نمودند.
«و القاسطين»
معاويه و اعوان اويند مثل عمرو بن عاص، و ابو موسى اشعرى، و غيرهم كه از اطاعت امام مفترض الطّاعة عدول نمودند و به باطل گرويدند، چه قسوط به معنى عدول از حقّ است.
«و المارقين»
مراد به ايشان خوارج نهرواناند كه از دين بدر رفتند همچنانچه تير از كمان بدر رود، چنانچه در حديث آمده است. و مراد به «مرق» بدر رفتن تير است از كمان.
«امامى» خبر «انّ» است كه سبق ذكر يافته، و اوصاف ستّه سابقه مذكوره نعتاند، و مراد به اينها معنى ثبوت است نه حدوث، پس صحيح است كه نعت معرفه واقع شوند، چنانچه در قول خداى تعالى مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ گفتهاند و جايز داشتهاند.
مترجم گويد: «تفصيل اين اجمال آنكه هر گاه اسم فاعل مضاف واقع شود يا به معنى ماضى خواهد بود يا به معنى حال و استقبال. اگر به معنى ماضى باشد
[١] ممكن مراد اين باشد كه: حسن ظن من به تو در اينكه هر گاه ترا بخوانم و به درگاهت زارى كنم و از ترس تو بگريم مرا مىآمرزى، سبب شده كه اشك بريزم تا آمرزش تو را به دست آورم، چه هر كس مأيوس و بدگمان به رحمت تو باشد اين كار از او به وقوع نمىپيوندد( مصحح متن عربى كتاب).