عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩٢ - حقيقت و روح دين
و علو و رفعت است و هيچكس غير از او داراى چنين صفات و امتيازاتى نيست.
قرآن كريم مىگويد:
[قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيا ما تدعوا فله الأسماء الحسنى][١].
بگو: خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد، هر كدام را بخوانيد [ذات يكتاى او را خواندهايد] نيكوترين نامها [كه اين دو نام هم از آنهاست] فقط ويژه اوست.
[و لله الأسماء الحسنى فادعوه بها و ذروا الذين يلحدون في أسمائه][٢].
و نيكوترين نامها [به لحاظ معانى] ويژه خداست، پس او را با آن نامها بخوانيد و آنان كه در نامهاى خدا به انحراف مىگرايند [و او را با نامهايى كه نشان دهنده كاستى و نقص است، مىخوانند] رها كنيد[٣].
آرى، به يك معنى دين و جوهر آن به معناى عشق است، عشق به معشوقى كه جمال و جلال و صفات او كامل است و انسان به خاطر عشقش در مقام بندگى و پرستش تسليم او باشد.
وحشى بافقى در زمينه عشق كه به منزله اصل و ريشه در حيات آدمى است چنين سروده است:
|
فلك جز عشق محرابى ندارد |
جهان بىخاك عشق آبى ندارد |
|
|
غلام عشق شو كانديشه اين است |
همه صاحبدلان را پيشه اين است |
|
|
جهان عشق است و ديگر زرق سازى |
همه بازى است الا عشق بازى |
|
[١] -اسراء( ١٧): ١١٠.
[٢] -اعراف( ٧): ١٨٠.
[٣] -منشور جهانى اسلام: ٧.