عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٦ - ٣ - محبت
٣- محبت
در مرحله محبت، اين نكته اهميت دارد كه همه اعمال ما بايد از روى عشق و ذوق آورده شود و الا فيض و روحانيتى در آن باقى نمىماند.
هر كارى را مثل اين كه معشوق حقيقى از ما خواسته است با كمال شادى بجا بياوريم، يعنى از روى شوق و عشق پاك. حتى فضيلتها و دعاها و عبادتهاى ما هم بايد با چنين عشق آتشين و خالص همراه شوند.
محبت حقيقى از خودخواهى و نفسپرستى دور است و جز فداى نفس قانون ديگر نمىشناسد؛ مانند محبت مادر نسبت به فرزندان خود.
محبت حقيقى حدودى براى خود نمىداند و همه افراد بشر بلكه همه موجودات را مانند آفتاب، غرق انوار زندگىبخش خود مىسازد.
بزرگى و بلندى و شرافت مرد، در معرفت و همت و محبت است: و اين سه قوه هرگز از هم جدا نمىشوند و هر وقت جدا ديده شوند، پس كامل نيستند.
هر اقتدارى كه مبنى بر اين سه ركن محكم نباشد، هرگز راه به حقيقت و سعادت نمىبرد و ميوه شيرين نمىدهد.
ترقى عالم و نيكبختى ملتها بسته به فراوانى اشخاصى است كه داراى معرفت بزرگ و همت بلند و محبت بىپايان هستند.
معرفت بزرگ چراغ راه زندگى است و قواى آفريننده روح انسانى را بيدار و آماده كار مىكند.
همت بلند، خس و خاشاك موانع را از پيش آن قواى روحى برمىدارد و درهم مىسوزاند.
محبت بىپايان و پاك از آلايش خودپرستى، به قواى روحى قدرت كامله