عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٨ - كلام علامه مجلسى رحمه الله درباره احوالات قلب
محجوب و عضوى مغضوب است.
مورد خطاب اوامر حق و مطلوب مسائل الهى، قلب است. ثواب و عقاب در عالم آخرت در گرو كار نيك يا بد قلب مىباشد.
اوست كه با رسيدن به قرب حق و تزكيه از ناپاكىها وسيله سعادت انسان گشته و هم اوست كه با ناقص گشتن و ناپاك شدن باعث شقاوت و محروميت آدمى است.
در حقيقت مطيع حق قلب است و اوست كه انوار عبادت را به جوارح پخش كرده و هم اوست كه آثار بدكارىها را در جوارح سريان مىدهد.
بدىها و خوبىها معلول تاريكى و روشنى قلب است و در حقيقت قلب براى اعضا و جوارح به منزله انبار جنس است كه اعضا و جوارح نسبت به اين انبار جنبه مصرف كردن جنس را دارند و بايد گفت:
از كوزه همان برون تراود كه در اوست!
قلب، عضوى است كه اگر انسان آن را از نظر صلاح و فساد بشناسد خود را شناخته و چون خود را شناخت خدا را شناخته. ولى اگر اين عضو و حالاتش براى آدمى مجهول باشد، انسان از شناخت خود عاجز مانده و كسى كه خود را نشناسد خدايش را نخواهد شناخت و چگونه انسان جاهل به قلب خود مىتواند عالم به غير باشد.
آه كه اكثر مردم شناختى از قلب خويش ندارند و به همين خاطر بين آنان و قلبشان حايل افكنده شده و به سبب اين پرده و حايل موفق به مشاهده وضع قلب و مراقبت از او و شناخت صفاتش نشدهاند و نمىدانند چگونه اين عضو حساس به سوى اسفل سافلين رفته و بازيچه دست شيطان مىگردد يا چگونه راه به اعلى عليين پيدا مىكند و به سوى مقام قرب و جايگاه ملائكه مقرب صعود مىنمايد؟