عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٧ - حقيقت و روح دين
پاسخ اين پرسش در طبيعت و ماهيت همان انگيزه مشخص صاحب ايدهآل گنجانده شده است، به اين معنى كه شخص صاحب ايدهآل يا عاشق در جستجوى ايدهآل يا معشوقى است كه داراى عالىترين مراتب جمال و كمال باشد، تا بتواند او را ارضاء كند و به تعبير ديگر ايدهآل يا معشوقش بايد:
الف: از هر نوع عيب و نقصى كه بتوانيم تصور كنيم، مبرا باشد.
ب: به حد اعلا واجد عالىترين صفات و امتيازاتى باشد كه به حكم طبيعت بتوانيم آن را مطلوب و قابل تمجيد و زيبا ببينيم.
نقص، دشمن عشق است و بدين جهت اطلاع بر وجود كوچكترين نقيصه و فقدان كوچكترين عنصر زيبايى در معشوق، تمام عشق را مبدل به بغض و خشم مىنمايد.
شخص مىتواند به معشوق زشت يا ناقص نيز علاقه پيدا كند و آن تا موقعى خواهد بود كه بتواند كليه صفات قابل تصور زيبايى و كمال را به او نسبت دهد و هم چنين مىتواند خودش را فريب دهد و بگويد: اين معشوق به حقيقت واجد همه صفات مطلوب است.
از اين صغرى و كبراى كلى به سهولت مىتوانيم صفات مخصوص ايدهآل يا معشوق بشر را ادراك و استنتاج كنيم، فىالمثل مىدانيم كه جمال و زيبايى معشوق انسان بايد نامحدود و جاويد باشد؛ زيرا اگر شخصى بداند كه جمال معشوقش حد و مرزى دارد كه از آن حد نمىتواند تجاوز كند، بايد معتقد شود كه يك جزء يا يك جنبه آن زشت است و هم چنين اگر بداند كه جمال معشوق روزى به پايان خواهد رسيد، از همان لحظه زشت و نازيبا در نظرش جلوه خواهد كرد.
معشوق بايد زنده باشد، انسان نمىتواند ديده و دانسته براى معشوقش تصور كند آن چيز مرده يا بىجان است و چون انسان خودش مخلوقى است زنده،