عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨٧ - طلب علم
آه من قلة الزاد وبعد السفر[١].
واى بر من از كمى توشه و دورى سفر.
اگر على ٧ در برابر عظمت حق، با داشتن آن همه عبادت بنالد و بگويد: آه از قلت زاد، ما بايد با اين اعمال ناقص و پر از رعبت خود بگوييم: آه من عدم الزاد؛ بار خدايا! ما چيزى نداريم.
اما با اين همه نبايد از كرم و رحمت و عنايت دوست نااميد بود كه حضرت يار، همين عبادات ناقابل را كه به توفيق خود او، انجام دادهايم با قيمت گران خواهد خريد، ما بايد در همه لحظات در حال شكر او و عذرخواهى از جناب او باشيم.
اين فقير دلشكسته و بىنواى خسته در اين زمينه چنين سروده:
|
به تنگ آمد دلم زآلودگىها |
چه سازم يا رب از شرمندگىها |
|
|
نشديك لحظه با يادت شب و روز |
نكردم اندرين در بندگىها |
|
|
تويى تنها انيس و مونس من |
نجاتم ده از اين بيگانگىها |
|
|
زكويت نيست خوشتر جاى ديگر |
رهايم كن رها زآوارگىها |
|
|
تكبر پشت جانم را شكسته |
عطايم كن عطا افتادگىها |
|
|
نشاط دل به ذكر توست يا رب |
علاج دل كن از افسردگىها |
|
|
پريشان خاطرم اى نور عالم |
شفا ده روح و جان زآشفتگىها |
|
|
به نور لطف و رحمت جانم افروز |
نجاتم ده زقيد زندگىها |
|
|
چه سودى بخشد اين اعمال عادى |
خوشا حال و خوشا شوريدگىها |
|
|
عنايت كن به مسكين عقل و تدبير |
برونش آور ازاين سادگىها |
|
بايد با حال ذلت و انكسار از حضرت مولا جهت عبادت و بندگى توفيق
[١] -نهج البلاغة: حكمت ٧٧.