عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥١ - رضا ثمره محبت واقعى
بزرگ محسوس است- ناشى از همين صفت رضاست[١].
رضا به قضاى الهى نوعى از نيرو و استعداد به روح مىبخشد كه حقيقت جريانات هستى را درمىيابد، نه به آن معنى كه به وسيله علوم تفصيلى مانند فيزيك و شيمى و تشريح و گياهشناسى به جزئيات و مشخصات و روابط حقايق هستى آگاه مىشود، بلكه مانند كسى كه به هيچ وجه از تكنيك موسيقى اطلاع ندارد و نمىداند آيا اجزاى دستگاه مفروض از چوب است يا فلز ولى آهنگى كه به وسيله آن نواخته مىشود، براى او قابل درك و گويى با اعماق روحش درهم مىآميزد.
كسى كه آهنگ يك وسيله موسيقى را كاملا دريابد، به طور يقين تمام اجزاى آن وسيله را مناسب و منظم مىبيند، گويى خود اوست كه سازنده وسيله مزبور است و بدان جهت كه آهنگ مفروض نه تنها مطلوب اوست، بلكه با همه سطوح روح او آشنايى داشته و آن سطوح را مىنوازد، لذا تمام اجزاى وسيله مفروض و تركيباتش را جزئى از روح خود مىداند.
اين حالت شگفتانگيز روانى را به هيچ وجه نمىتوان منكر شد. نهايت امر اين است كه اين گونه دريافت در جهان هستى احتياج به توضيح دارد.
گروهى عقيده دارند كه اين حالت جز برداشته شدن پرده از روى واقعى روح چيز ديگرى نيست؛ زيرا روح آدمى نمونه مجرد تمام هستى عينى را در خود دارد، تموجات طبيعت و هوى و هوسهاى حيوانى پردهاى بسيار ضخيم روى اين قيافه روح انداخته است، وقتى كه رشد روح آدمى به حد اعلا مىرسد، پرده يا مانع كنار مىرود و تمام هستى در روح نشان داده مىشود.
[١] -بحث در آثار و افكار و احوال حافظ: ٣١٢.