عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٣ - حقيقت نفس
[ونفسه عن الشهوة]
حقيقت نفس
نفس، حقيقتى است كه وجود انسان، قائم به اوست. نفس، كارگردان و مدبر كارگاه وجود و اصل و ريشه آدمى است.
ما از واقعيت اين موجود پر بها بىاطلاعيم و بايد گفت: آگاهى به او هم چون آگاهى به ذات موجودات، غير ممكن است.
ولى مىدانيم كه موجوديت ما بسته به اوست و بدون او بدن جايى براى زندگى و حيات ندارد.
اعضا و جوارح نسبت به نفس، هم چون بندگان نسبت به مولا هستند. اعضا و جوارح بدون نفس استقلال ندارند و بدون او منشأ كار و عمل نمىتوانند باشند.
كلمه من كه بر زبان تمام انسانها، در همه امور جارى است، عبارت از نفس است. فلاسفه الهى با تكيه به وحى معتقدند كه ديدن و شنيدن، گفتن و خواندن، راه رفتن و ساير حركات فقط كار نفس است و چشم و گوش و زبان و دست و پا، كارگران و ابزار اويند.
نفس در وجود انسان تابلوى تمام غرائز و صفحه تمام اميال و منبع همه خواستههاست.
اين اميال و غرائز، اين خواستهها و طلبها، اين شهوات و احساسات، به