عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٩ - صلاح و فساد قلب در آثار اسلامى
آرى، كسى كه قلبش را نمىشناسد، در مقام مراقبت و رعايت آن برنمىآيد و در مقام حفظ نسيم واقعيتهايى كه از خزائن ملكوت به سوى قلب مىوزد كوتاهى مىكند. صاحب چنين قلبى از آن دسته مردمى است كه خداوند درباره آنان فرموده:
[و لا تكونوا كالذين نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئك هم الفاسقون][١].
و مانند كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ اينان همان فاسقاناند[٢].
با اين بيان پر استفاده علامه مجلسى رحمه الله، انسان به اين نتيجه مىرسد كه غفلت از حق و فراموشى حضرت ذوالجلال بالاترين علت آلوده شدن قلب به رذايل و ناپاكىها است.
و قتى كه قلب آلوده به گناه شد به تدريج به حيات الهى آن خاتمه داده مىشود و به چنگال شيطان گرفتار شده و دچار مرگ معنوى مىگردد و چون قلب بميرد از رحمت و عنايت حق منقطع گشته و به حالت نكبتبار وقف گرفتار خواهد آمد. اين است كه حضرت صادق ٧ مىفرمايد: ووقف القلب فى الغفلة عن الله.
و به قول مست جام وحدت، وحدت كرمانشاهى:
|
هركه آيين حقيقت نشناسد زمجاز |
خواجه در حلقه رندان نشود محرم راز |
|
|
يا به بيهوده مبر نام محبت به زبان |
يا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز |
|
|
آن قدر حلقه زنم بر در ميخانه عشق |
كه كند صاحب ميخانه به رويم در باز |
|
|
هركه شد معتكف اندر حرم كعبه دل |
حاش لله كه شود معتكف كوى مجاز |
|
|
مگذاريد قدم بيهوده در وادى عشق |
كاندرين مرحله بسيار نشيب است و فراز |
|
صلاح و فساد قلب در آثار اسلامى
قال رسول الله ٦: فى الإنسان مضغة إذا هى سلمت وصحت سلم بها سائر الجسد، فإذا سقمت سقم لها سائر الجسد وفسد وهى القلب[٣].
پيامبر اسلام ٦ فرمود: در انسان پارهگوشتى است، زمانى كه سالم و صحيح باشد به خاطر آن بقيه جسد سالم است و اگر بيمار باشد به خاطر بيماريش بقيه جسد بيمار است و آن قلب است.
عن النبى ٦: إذا طاب قلب المرء طاب جسده، وإذا خبث القلب خبث الجسد[٤].
نبى اكرم ٦ فرمود: زمانى كه قلب مرد پاك باشد، جسدش پاك و هرگاه قلب پليد باشد، جسدش پليد است.
در اين روايت به اين معنا اشاره شده كه نيكىهاى اعضا و جوارح و بدىهايش بستگى به نيكى و بدى قلب دارد.
عن الصادق ٧ قال: قال رسول الله ٦: شر العمى عمى القلب[٥].
امام صادق ٧ فرمود: پيامبر خدا ٦، فرمود: بدترين كورى، كورى قلب است.
[١] -الخصال: ١/ ٣١، صلاح العبد...، حديث ١٠٩؛ مشكاة الأنوار: ٢٥٥، الفصل الثالث فى ذكر القلب؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥٠، باب ٤٤، حديث ٤.
[٢] -الخصال: ١/ ٣١، حديث ١١٠؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥٠، باب ٤٤، حديث ٦.
[٣] -الخصال: ١/ ٣١، صلاح العبد...، حديث ١٠٩؛ مشكاة الأنوار: ٢٥٥، الفصل الثالث فى ذكر القلب؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥٠، باب ٤٤، حديث ٤.
[٤] -الخصال: ١/ ٣١، حديث ١١٠؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥٠، باب ٤٤، حديث ٦.
[٥] -الأمالى، شيخ صدوق: ٤٨٧، المجلس الرابع والسبعون، حديث ١؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٥١، باب ٤٤، حديث ٧.