عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٩ - توجه مراقب به اعضاى بدن
به اين واقعيتهاى غير قابل انكار چه جوابى مىدهيد؟ نه اين كه اين همه عنايت براى بيدار زيستن انسان و پاك ماندن او از آلودگى غفلت است؟
گمان نمىرود كه انسان در دوره تاريخ، مرضى پرخطرتر از غفلت ديده باشد، جنايات، معاصى، ناپاكىها، ضررها، خسارتها، همه و همه معلول اين بيمارى خانمانسوز و اين مرض مهلك است.
انبيا و امامان و حكيمان و عارفانى كه شاگردان مكتب آن بزرگواران بودند، به صورت بسيار عجيب از غفلت وحشت داشتند.
آنان مىدانستند كه گرفتاران به غفلت در پرتگاه جهنماند و اگر بيدار نشوند، درافتادن به عذاب براى آنان امرى حتمى است.
انسانهاى غافل، شرورترين موجودات روى زمين، آلودهترين جنبندگان روى خاك و پليدترين مخلوقات اين كره كوچكاند. تاريكى و رنج ومشقت ومشكلات حيات ديگران، معلول غفلت غافلان وبىخبرى بىخردان، و بىتوجهى دنياپرستان و بدكردارى خفتگان و پستى عاصيان است.
سعدى شيرازى چه زيبا سروده است:
|
بس بگرديد و بگردد روزگار |
دل به دنيا درنبندد هوشيار |
|
|
اى كه دستت مىرسد كارى بكن |
پيش از آن كز تو نيايد هيچكار |
|
|
اين همه رفتند و ما اى شوخ چشم |
هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار |
|
|
اى كه وقتى نطفه بودى در شكم |
وقت ديگر طفل بودى شيرخوار |
|
|
مدتى بالا گرفتى تا بلوغ |
سرو بالايى شدى سيمين عذار |
|
|
هم چنين تا مرد نامآور شدى |
فارس ميدان و مرد كارزار |
|
|
آنچه ديدى برقرار خود نماند |
و آنچه بينى هم نماند برقرار |
|