عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٧ - گفتار علامه مجلسى رحمه الله درباره عقل
آنچه از تتبع اخبار و دقت در آثار پرمايه ائمه ابرار : براى ما روشن مىشود، اين است كه خداوند در هر انسانى قوه و استعداد درك امور از قبيل منافع و مضار و غير اينها را با اختلاف فراوانى كه در اين امور بين انسانها هست قرار داده و كمترين درجه اين قوه و استعداد در هركس باشد، براى او مناط تكليف است و به آن قوه از ديوانگان ممتاز است و به اختلاف درجات آن قوه و استعداد، تكاليف تفاوت پيدا مىكند؛ هرگاه اين قوه كاملتر باشد تكليف سختتر و زيادتر است، البته با علم و عمل امكان تكميل اين قوه هست؛ هرگاه كسى در تحصيل علوم حقه بكوشد و به آن عمل كند قدرت عقلش افزون گردد.
اما با اين همه تعريفى كه از عقل شده و با اين همه آثارى كه از اين موجود گرانبها ظهور مىكند و با اين همه ارزشى كه براى او هست، بايد قبول كرد، كه عقل بر دو قسم است: كلى و جزئى؛ اما عقل كلى يا كل و به عبارت ديگر داناى مطلق خداست و انسان، داراى عقل جزيى است و تمام اشتباهات ناشى از اين است كه عقل خود را در درك همه واقعيتها و روابط اشياء مستقل مىداند و مىخواهد با اين عقل جزئى نسبت به كل حقايق نظر داده و در تمام امور مىخواهد عقل خود را معيار قرار بدهد، در حالى كه ميدان ديد عقل جزئى محدود است و با محدوديت عقل نمىتوان به تمام واقعيتها رسيد؛ از همينجا يارى خواستن عقل جزئى از عقل كل يا عقل مطلق ضرورى به نظر مىرسد و اين اتصال از طريق دست زدن به دامن انبيا و امامان ميسر است. اگر انسانها در رابطه با وحى قرار بگيرند از مشكلات دنيايى كه ناشى از عقل جزئى است نجات پيدا كرده، مىتوانند داراى يك زندگى سالم و دور از خطا شوند و مىتوانند به تأمين سعادت اخروى خود نيز اقدام نمايند.
عقل جزئى، هميشه مورد حمله عرفا بوده است، همان عقلى كه با اتكا به او