عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٠ - عالمان هوىپرست، اساس حكومت بنىاميه
پس از سمره و ابوهريره، عدهاى بىكار و شكمپرست به فكر جعل حديث افتادند و از اين راه به نان و نوايى رسيدند. جعل حديث از قول پيامبر ٦ و پخش آن در ميان مردم پس از مدتى، شناخت اسلام راستين را با مشكل عجيبى روبرو كرد!!
بيداران راه خدا، با راهنمايى قرآن و ائمه طاهرين، براى بازشناساندن اسلام محمدى، از اسلام اموى چه رنجها كه نبردند، چه زندانها كه نرفتند، چه شكنجهها كه نشدند و چه شهداى والا مقامى كه تقديم مكتب پاك اسلام نكردند!!
راستى اگر ايستادگى امامان شيعه و ياران با وفاى آنان نبود، احدى تا قيامت موفق به يافتن اسلام صحيح نمىشد.
منصفين اهل سنت عقيده دارند كه گرچه نويسندگان شش كتاب اصولى اهل سنت براى بازشناساندن احاديث صحيح رنج زيادى بردند؛ باز در همين كتب، احاديثى يافت مىشود كه با اصول اسلام راستين موافق نيست و دست آلوده جعل حديث از آنها پيداست.
سه نفر از علماى اوليه اهل سنت، كه صاحب سه كتاب از شش كتاب معروفند، براى تهذيب احاديث مورد قبول خودشان زحمت زيادى كشيدند!!
محمد بن اسماعيل بخارى (١٩٤- ٢٥٦ ق)، هزار شب تا صبح بيدار ماند تا توانست از ميان ٦٠٠ هزار حديث ٥٩١٠٠٠ حديث را مردود كرده و تنها نه هزار حديث انتخاب كند و با آن نه هزار جامع خود را نوشت!!
مسلم بن حجاج قشيرى (متوفاى ٢٦١) از ٣٠٠ هزار حديث ٢٩٣ هزار آن را كنار زد و تنها هفت هزار حديث براى نوشتن كتاب صحيح خود انتخاب كرد!!
احمد بن حنبل (متوفاى ٢٤١) با زير و رو كردن يك ميليون حديث ٩٦٠ هزار