عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦٧ - آثار معنوى مال حلال
آن بلبل گلستان عشق:
|
مرد آن باشد كه چون او را رهى بنموده شد |
در همان ساعت بپاى همتش پيموده شد |
|
|
مرد آن باشد كه چشم و گوش و دست و پاى او |
جمله در راه خدا بهر خدا فرسوده شد |
|
|
مرد آن باشد كه دنياى دنى را چون شناخت |
همت عاليش از لذات آن آسوده شد |
|
|
مرد آن باشد كه او هرچند علم آموخت باز |
كرد كوشش تا دگر بر دانشش افزوده شد |
|
|
اى دريغا خلق را گوش پذيرفتن كر است |
آنچه گفتى فيض در پند كسان نشنوده شد |
|
آرى، وقتى انسان نسبت به برنامههاى حق سراپا گوش شد و به ميدان با عظمت معرفت رسيد و آن معرفت را با همت بلند و اراده پر قدرت به عمل تبديل كرد.
لايق حضور يار خواهد شد و اين لياقت كه از اعظم نعمتهاى خداست بهترين آثار ايمان و عمل انسان است و اگر آدمى از دعوت دوست روى گردان شد و بر وفق خواستههاى نفس و شياطين عمل كرد، بىقدر و قيمت شده و به خذلان و ذلت دچار خواهد آمد و دنيا و آخرت را از دست داده، از نظر رحمت و لطف و محبت دوست مىافتد و اين محروميت از رحمت و عنايت يار از آثار شوم روى گرداندن از مولاست!!
از آنجايى قوام بدن بستگى به غذا دارد و قوام روح بستگى به بدن و روح آدمى در تمام حالات و حركاتش از بدن اثر مىگيرد، انسان بايد در مسئله غذا- كه در حقيقت نسبت به وجود انسان به منزله ريشه براى درخت است- با تمام وجود