عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٤٤ - جايگاه مال حلال در اسلام
وخطرزاى مال كه در مرحله عملى و اخلاقى بروز مىكرد، درامان بودند.
به عبارت ديگر اولياى حق و عاشقان دوست از تكاثر و جمع مال و ثروتاندوزى و فخر فروشى به مال و حرص و بخل و حسد و كبر و عجب درامان بودند و همه دنيا و مال دنيا اگر منهاى حق بود براى آن بزرگواران پشيزى ارزش نداشت؛ آنچه براى آنان مهم بود، خواسته مولا و رضايت دوست بود و آنان مال را به دستور محبوب به دست آورده و به دستور او در گردونه خرج قرار مىدادند و هرگز دل به مال دنيا نمىبستند و در يك كلمه خادم و خدمت گزار و نوكر مال نبودند، بلكه مال براى آنان بهترين خدمت گزار در راه حق بود.
اينان با اين دل پاكى كه داشتند و با آن چشم بصيرتى كه به توفيق الهى به مال دنيا مىنگريستند، زندگى را بر خود آسان نموده و كمترين چشم داشتى به كسى نداشتند، خواسته آنان بسيار كم و حاجاتشان فوق العاده سبك بود.
چه زيبا سروده عارف وارسته مرحوم الهى قمشهاى در ترجمه «حاجاتهم خفيفة» كه در خطبه متقين اميرالمؤمنين ٧ آمده:
|
نكويان جهان از بىنيازى |
نمىگيرند عالم را به بازى |
|
|
سبكبار اندر اين دار مجازند |
به كمتر مايه آنان بىنيازند |
|
|
نياز جسم و جان را برده از ياد |
به ناز دلبر خود گشته دلشاد |
|
|
به جز خالق كه از كل بىنياز است |
خلايق را به يكديگر نياز است |
|
|
جهان را سهل گير ار هوشمندى |
منه بر پاى خود از حرص بندى |
|
|
تويى مرغ سبك پرواز هشيار |
در اين ره رو چو آگاهان سبك بار |
|
|
سبك بارى نشاط اين جهان است |
قناعت بىگمان گنج نهان است |
|