عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٩ - عالمان هوىپرست، اساس حكومت بنىاميه
نيست كه از جنايات و مظالم اين وحشيان خطرناك خبر نداشته باشد؛ كسى نيست كه نداند، بنىاميه مسير قسمت مهمى از تاريخ حيات بشر را از پاكى به ناپاكى منحرف كردند؛ كسى نيست كه نداند، عزيزترين چهرههاى پاك تاريخ به دست اين جانيان به فجيعترين وضعى كشته شدند و يا در سياهچالها، از شدت شكنجه و رنج قالب تهى كردند!
معاويه پايهگذار حكومت اموى، با تكيه بر عالمان هوىپرست، خود را مسلمان جا زده بود و تمام جنايات خود را در پوشش فتواهاى عالمان كثيف و پستى همچون سمرة بن جندب و ابوهريره تصحيح مىكرد و به محض اين كه بر اثر مظالم و خيانتهايش، مورد سؤال مسلمانان قرار مىگرفت، از آنگونه عالمان براى تبرئه خود كمك مىخواست؛ آنها هم با گرفتن اندكى رشوه به عنوان اين كه سالها در مصاحبت رسول اكرم ٦ بودند، احاديثى برابر با مذاق حكومت معاويه و براى پاك كردن او از قول پيامبر ٦ جعل مىكردند و به خورد توده مردم كه از خط تحقيق و علم جدا بودند، مىدادند و با استفاده از ايمان مردم به پيامبر ٦، اينچنين وانمود مىكردند كه معاويه كارهايش بر طبق اصول اسلام و سنت رسول الله ٦ است و از همين راه بود كه پايههاى حكومت اموى، به عنوان حكومت مذهبى و جانشينى از رسول اكرم ٦ محكم و استوار مىشد و با تكيه بر آن عالمان هوىپرست بود كه هر جنايتى خواست، خود و دودمانش مرتكب شدند، جناياتى كه از نظر كميت و كيفيت در تاريخ سابقه ندارد. راستى اگر گفته شود آلودگى آن عالمان از معاويه بيشتر بود و عذاب آنان در قيامت سختتر خواهد بود، سخنى به گزاف گفته نشده است.
رشوه دادن معاويه، براى جعل حديث از قول پيامبر، آن هم در جهت استحكام پايههاى حكومت اموى در جامعه و كوبيدن بهترين عباد خدا، آن قدر بالا گرفت كه