عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩٥ - دين اسلام
نمىگذاريم و ما در برابر او تسليم هستيم.\* پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ايمان آوردهايد، ايمان آورند [كه ايمان به قرآن و به پيامبر است] مسلما هدايت يافتهاند و اگر روى برتابند جز اين نيست كه در ستيز و دشمنىاند؛ پس به زودى خدا شر آنان را [به كشته شدن يا آوارگى از خانه و كاشانه] دفع خواهد كرد و او شنوا و داناست.\* [به يهود و نصارى بگوييد:] رنگ خدا را [كه اسلام است، انتخاب كنيد] و چه كسى رنگش نيكوتر از رنگ خداست؟
و ما فقط پرستش كنندگان اوييم.\* بگو: آيا با ما درباره خدا گفتگوى بىمنطق و احتجاج نادرست مىكنيد؟! در حالى كه او پروردگار ما و شماست [و همه كارهايش بر وفق حكمت و مصلحت است و جاى گفتگوى بىمنطق و احتجاج نادرست نيست] و اعمال ما مربوط به خود ما و اعمال شما مربوط به خود شماست و ما [در ايمان، اعتقاد، طاعت و عبادت] براى او اخلاص مىورزيم.
مجموعه برنامههايى كه بر پيامبر بزرگ اسلام ٦ نازل شده، تحت عنوان اسلام ياد مىشود، چون اين مجموعه، مردم را به توحيد خالص كه هيچگونه شائبه شرك و بتپرستى در آن نيست و به تسبيح و تنزيه خدا چنان كه شايسته مقام مقدس و اعلاى اوست دعوت مىكند و به انسان مىآموزد كه در همه اعمال، چه عبادى و چه كارهاى ديگر نيت خود را براى خدا خالص كند و اگر تمام مردم در چنين خط پاكى قرار بگيرند، به هر حقى كه دارند مىرسند و حق هركسى از تجاوز مصون و محفوظ مىماند؛ قرآن مجيد در اين زمينه مىفرمايد:
[قل إنني هداني ربي إلى صراط مستقيم دينا قيما ملة إبراهيم حنيفا و ما كان من المشركين\* قل إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين\* لا؛ شريك له و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين][١].
بگو: يقينا پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرد، به دينى پايدار و استوار، دين ابراهيم يكتاپرست حقگرا و او از مشركان نبود.\* بگو: مسلما نماز و عبادتم و زندگى كردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانيان است.\* او را شريكى نيست و به اين [يگانهپرستى] مأمورم و نخستين كسى هستم كه [در اين آيين] تسليم [فرمانها و احكام] اويم.
اسلام، دين جامعى است كه در نواحى زندگى بشر، از تهذيب اخلاق و خانهدارى گرفته تا مملكتدارى و كليه روابط اجتماعى دستورهاى عملى مفيد داده است و كليه اين برنامهها در اطاعت خدا و تسليم به حضرت او مندرج است، به اين معنى كه نخست مردم را معتقد و متوجه به خدا و خالص براى خدا مىسازد آن گاه در ضمن اين خلوص، انواع تكاليف عملى براى آنها معين مىكند و چنان انسان را تربيت مىنمايد كه در همه كارها منظورش خدا باشد و هر كارى را براى تحصيل رضاى او و درك حقيقت انجام بدهد، در قرآن كريم در اين زمينه چنين مىخوانيم:
[يا أيها الذين آمنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون\* و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم و ما جعل عليكم في الدين من حرج ملة أبيكم إبراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم و تكونوا شهداء على الناس فأقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و اعتصموا بالله هو مولاكم فنعم المولى و نعم النصير][٢].
[١] -انعام( ٦): ١٦١- ١٦٣.
[٢] -حج( ٢٢): ٧٧- ٧٨.