عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٥ - نياز جامعه به دين و قوانين آن
فياض معنويت سيراب شده باشد و در اين مرحله پاى آنان كه در پستىهاى عفن و بدبوى ماديت غوطهورند و همى جز نوشيدن باده هوى و هوس ندارند لنگ است.
كسى كه به وجود روح عقيده ندارد، در حالى كه مسئله روح امر مسلمى است و او نمىتواند اين حقيقت غيرقابل انكار را درك كند، چگونه مىتواند، به سود روح و در خط رعايت حقوق او وضع قانون نمايد، فقط و فقط خالق روح و پديدآورنده معنويت و نفس ناطقه انسانى است كه ارزش آن را مىداند و در جعل قانون مذاق او را هم در نظر گرفته و خواستههاى او را ملحوظ مىدارد و قانونى تشريع مىكند كه منادى وجدان و روح و روان و نيازمندىهاى انسان از هر حيث و هر جهت، در هر لحظه و در هر زمان و هر مكان باشد و چنين قانون منحصرا قانون دين حق و مصداقى هم به جز اسلام ندارد.
١٣- امنيت واقعى و بقاى حقيقى جامعه فاضله، مبتنى بر سه اصل است و بدون آن سه اصل و بدون همآهنگى آن سه عنصر با يكديگر، جامعه روى ترقى و سعادت را نخواهد ديد و به وصف فضيلت پايدار نخواهد ماند و آن سه اصل عبارتاند از:
اول- دين: پديدهاى كه مقررات دينى و قوانين آسمانى بر آن سايه نيفكند و افراد آن را در پناه خود حفظ ننمايد و مرز حدود و حقوق در آن معين نباشد، چنين پديده و جامعهاى باقى و برقرار نخواهد ماند. جامعه، قانونى لازم دارد كه اركان آن بر مبانى عقيده و ايمان واقعى استوار باشد و چنين قانونى فقط فرمان آسمانى و احكام الهى است.
دوم- علم: دين بايد مبتنى بر ايمان و عقيده باشد و عقيده بايد از سرچشمه خرد و دانش سيراب شود و شخص كوركورانه و با تقليد، دين را قبول ننمايد و بايد