عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٩ - ١ - حرص و حسد
است- انسان را از ديدن حقيقت، كور و از شنيدن واقعيت، كر مىكند چنانچه پيامبر عزيز ٦ فرمود:
حبك الشىء يعمى ويصم[١].
محبتت به شيئى تو را كور و كر مىكند.
در پرتو پرنور چراغ بصيرت، انسان راههاى نفوذى شيطان را مىشناسد. زمانى كه پرده حرص و حسد، جلو نورافشانى اين چراغ معنوى را گرفت، انسان از ديدن آن چه بايد ببيند محروم گشته و در همين حال شيطان خطرناك فرصت پيدا مىكند و آنچه را عامل رساندن انسان حريص به شهوات حيوانى است براى انسان نيكو جلوه مىدهد. در اين صورت انسان با داشتن زمينه حرص و تحريكات شيطانى دست به هر گناهى مىزند!!
آرى، وقتى نور بصيرت از كعبه دل بيرون رود و حرص اين رذيلت شيطانى جايگزين آن گردد، معلوم است كار اين خانه به كجا مىكشد!
در تفسير بعضى از آيات قرآن مجيد آمده:
زمانى كه نوح سوار كشتى شد و به دستور خداوند از هر نوع موجود زنده جفتى را در كشتى آورد، ناگهان چشمش به پيرمردى خورد كه او را نشناخت، فرمود: چه كسى تو را داخل كشتى كرد؟ پاسخ داد: خودم آمدم و آمدنم براى اين است كه به قلب يارانت دستاندازى كنم تا جايى كه قلبشان با من و بدنهايشان با تو باشد.
نوح فرياد زد: اى دشمن خدا! از كشتى بيرون شو، تو موجودى هستى كه خدايت از پيشگاه رحمت و مغفرتش طرد كرده است.
ابليس به نوح گفت:
[١] -شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ١١/ ٧٨؛ مسند احمد: ٥/ ١٩٤.