عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٠ - عقل و فكر در روايات
دين، عقل، حيا، خوش خلقى و موافق شرع و عقل زيستن و پنج چيز است كه اگر در هركس نباشد، زندگى گوارايى ندارد: سلامتى، امنيت، بىنيازى، قناعت و يار موافق.
قال الرضا ٧: صديق كل امرئ عقله وعدوه جهله[١].
حضرت رضا ٧ فرمود: دوست هركسى عقل اوست و دشمن او جهلش.
على ٧ به فرزندش حضرت مجتبى ٧ چنين وصيت مىفرمود: فرزندم! فقرى شديدتر از جهل نيست و بىعقلى سختترين ندارى است؛ تنهايى و وحشتى و حشتناكتر از خودبينى نمىباشد؛ حسب و افتخارى از حسن خلق بهتر نيست، ورعى چون خوددارى از محارم وجود ندارد؛ عبادتى بالاتر از انديشه در صنع خدا نمىباشد؛ عقل، دوست مرد و حلم، وزير انسان و نرمى، پدر آدمى و صبر از بهترين ياران و پشتيبانان انسان است؛ پسرم! عاقل چارهاى ندارد جز اين كه بيناى به شأنش باشد و بايد زبانش را حفظ كرده و اهل زمانش را بشناسد؛ از جمله بلاها ندارى است و بدتر از آن مرض بدن است و از آن بدتر بيمارى قلب است؛ از جمله نعمتها وسعت و گشايش مالى است، از آن بهتر سلامتى بدن و بهتر از آن تقواى قلب است ...[٢]
قال رسول الله ٦: يا معشر قريش إن حسب المرء دينه ومروته خلقه وأصله عقله[٣].
[١] -الكافى: ١/ ١١، كتاب العقل والجهل، حديث ٤؛ علل الشرايع: ١/ ١٠١، باب ٨٨، حديث ٢؛ بحار الأنوار: ١/ ٨٧، باب ١، حديث ١١.
[٢] -كشف الغمة: ١/ ٣٨٤، فصل فى ذكر مناقب شتى؛ بحار الأنوار: ١/ ٨٨، باب ١، حديث ١٣.
[٣] -الكافى: ٨/ ١٨١، خطبة لأميرالمؤمنين، حديث ٢٠٣؛ بحار الأنوار: ١/ ٨٩، باب ١، حديث ١٤.