عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦٢ - مال حلال در قرآن و روايات
از كسب حلال براى از بين بردن فقر كمك بگير؛ زيرا كسى فقير نشد مگر اين كه دچار سه بلا گشت: كممايگى در دين، ضعف در عقل، از بين رفتن جوانمردى و از اين سه بلا بزرگتر سبك شمرده شدن پيش مردم است.
اوزاعى، ابراهيم ادهم را ديد بستهاى هيزم بر گردنش گذاشته و براى فروش مىبرد. گفت: اى ابا اسحاق! تو كجا و هيزمكشى؟ تمام برادرانت حاضرند مخارج تو را به گردن گرفته و زندگيت را اداره كنند. ابراهيم گفت: اى اوزاعى! اين سخن را بگذار كه به من رسيده، هركس براى طلب حلال خود را به ذلت افكند بهشت بر او واجب مىشود.
با توجه به آياتى كه در اين زمينه گذشت و رواياتى كه از مهمترين كتب حديث نقل شد، انسان به اين نتيجه مىرسد كه انسان اسلامى و عارف عاشق از اين كه ديگران از محصول رنج و زحمتشان زندگى او را اداره كنند بيزار است، بلكه انسان خدايى براى رفع نياز خود و احتياج زن و فرزند از كسب حلال طلب روزى كرده و از راه حلال براى جلب رضايت و خشنودى مولا مىكوشد و در تمام لحظات، دنيا و مال دنيا و كسب دنيا و درهم و دينار دنيا را وسيله به دست آوردن آخرتى آباد قرار داده و هرگز نخواهد گذاشت دنيا با تمام مظاهر دلفريبش او را فريفته و مغرور نموده و از خدا و راه پاك الهى منحرف نمايد.
عارف مىداند كه مال وسيله است نه هدف، عارف مىداند كه دنيا ومال دنيا در صورتى ارزش دارد كه از راه حلال به دست آيد و در راه خدا مصرف گردد، عارف مىداند كه اگر همه دنيا را با هرچه در او هست مجانى به او ببخشند، ولى در آن رضايت و خشنودى حضرت دوست نباشد، به اندازه آب بينى خوك جذام گرفته ارزش ندارد!!
عارف اگر دنبال كسب و مال برود، به خاطر حب مال و شهوت دنياخواهى