عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٠ - آراى ملا صدرا در مسئله نفس
اللهم الهمنى رشدى واعذنى من شر نفسى ولا تكلنى إلى نفسى طرفة عين فاهلك[١].
بار خدايا! راه به رشد رسيدن را به من بنمايان و مرا از شر نفسم پناه بده و يك لحظه كارگردانى زندگى مرا به نفسم وامگذار، كه هلاك خواهم شد.
كسى كه دشمنان پنهان و حيلههاى آنان را بشناسد و بداند چگونه مىشود كه در درون نفس دشمن پيدا مىكند، به وجهى نيكوتر درصدد احتراز از دشمنان برآمده و به جهادى بزرگ عليه آنان برخواهد خاست و از اين راه، مستحق وعدههايى كه خداوند به مجاهدان داده، خواهد شد.
اما كسى كه دشمن را نشناسد، بايد آن را به صورت يك عامل خير ببيند، عاملى كه بالاترين خطرش جلوه دادن باطل به صورت حق است و به تعبير ديگر بايد هواى نفس را به عنوان عقل و قوه فكر ببيند و تمام برنامههاى باطل خود را حق فرض كرده و راهنمايى هوى را زندگى و خردمندى به حساب بياورد و آن را بپرستد، به خيال اين كه خداپرستى مىكند، چنانچه قرآن مىفرمايد:
[أ رأيت من اتخذ إلهه هواه أ فأنت تكون عليه وكيلا][٢].
آيا كسى كه هواى [نفسش] را معبود خود گرفته، ديدى؟ آيا تو مىتوانى كارساز ونگهبان او باشى [كه او را به ميل خود به راه راست هدايت كنى؟].
و در جاى ديگر مىفرمايد:
[فطوعت له نفسه قتل أخيه فقتله فأصبح من الخاسرين][٣].
[١] -كنزالعمال: ٢/ ١٩٤، خبر ٣٧١٣؛ النهاية فى غريب الحديث: ٥/ ٢٢١.
[٢] -فرقان( ٢٥): ٤٣.
[٣] -مائده( ٥): ٣٠.