عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٣ - جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
|
هزاران چشم مىبايدكه بر كار تو خون گريد |
تو خود را با دو روزه عمر همچون گل چه خندانى |
|
|
طريق توست راه شرع و دين در زير تو مركب |
به مركب باز استادى چرا مركب نميرانى |
|
|
چو تو چيزى نمىدانى كه باشد دستگير تو |
چو آتش بر خروشى تو گرت گويند نادانى |
|
|
چو تو در بند هر چيزى خدا را بنده چون باشى |
كه تو در بند هر چيزى كه باشى بنده آنى |
|
|
اگر كوهى اگر كاهى نخواهى ماند در دنيا |
پس از انديشههاى بد دل و جان را چه رنجانى |
|
|
برو راه رياضت گير تا كى پرورى خود را |
كه بردى آبروى خويش تا وابسته نانى |
|
|
دلا تا كى درآويزى گهر از گردن خوكان |
برو انگشت بر لب نه كه در انگشت رحمانى |
|
|
خداوندا به حق آن كه ميدارى |
تو او را دوست درعالم |
|
|
كه اين شوريده خاطر را نجاتى ده زحيرانى |
جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
در گفتار فيلسوف كبير اسلامى، در هشت مورد خاطر نشان شد كه شناخت نفس، مبدأ همه خيرات و بركات و جهل به نفس، ابتداى تمام بدبختىها و شقاوتهاست.
انسان اگر نفس را نشناسد، همچون حيوان- و به فرموده قرآن بدتر از او- خواهد