عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٥ - معناى رضا در كلام فيض
|
از اين ناصاف آب درگذر افزود سوز جان |
به سوى جويبار دل ره از عين بقا بگشا |
|
|
پر افشان در هوايت طايران و مرغ دل دربند |
پر و بال دلم در آن فضاى جانفزا بگشا |
|
|
ز پيچ و تاب راه عشق اندر وادى حيرت |
مرا افتاده مشكلها تو اى مشكل گشا بگشا |
|
معناى رضا در كلام فيض
فيض، آن شخصيت بزرگ علمى و اخلاقى در كتاب «الحقايق» درباره تحصيل رضا مىگويد:
انسان بايد بداند هر امرى را كه خداى تعالى در نامه قضاى او ثبت كرده و در موقع مقتضى جارى فرموده به صلاح اوست و انسان عالم به حقيقت نيست و وسيلهاى براى درك واقعيت آن ندارد و هرچه غصه بخورد و اندوهناك شود فايدهاى ندارد و قضاى الهى را بدين وسيله نمىتواند تغيير دهد، چه آن كه بديهى است، هر امرى كه مقدر است موجود مىشود و هرچه پرونده تقدير آن امضا نشده پيدا نمىگردد.
و نيز بلا شك ندامت برگذشته و تدبير و چارهجويى براى آينده، بركت را از وقت سلب مىكند و به نتيجهاى نمىرسد و موجبات شكنجه شخص را فراهم مىسازد، بلكه بايد عاشق حق طورى رفتار كند كه درد و رنج را احساس ننمايد، مانند آدم عاشق كه در راه رسيدن به معشوق، هيچگونه خطر و ناراحتى در خود احساس نمىكند و نيز علم به پاداش بىاندازه خدا، شدت و زحمت او را خنثى مىسازد. چنان كه شخص بيمار، براى رفع بيمارى خانمان سوز خود از خوردن