عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٦ - ٤ - اجراى دين با خلوص نيت
من سراسيمه به سوى شوهر و جنازه طفل دويدم، در اين اثنا كودك خردسالم خود را به ديگ غذا كه در حال جوشيدن بود رساند و به ديگ دست زند، ديگ به روى او واژگون شده او را كشت.
خلاصه من در ظرف يك روز تمام عزيزانم را از دست داده و در اين حال فكر كردم كه اگر براى خدا در اين حوادث سنگين صبر و شكيبايى كنم مأجور خواهم بود، از اين جهت شكيبايى به خرج مىدهم و حتى اشك ديدگان را پنهان مىكنم و به دنبال آن گفت: تمام امور از جانب خداست و همهچيز واگذار به حضرت اوست و امرى را نمىيابم كه واگذار به بنده باشد.
به قول حكيم صفاى اصفهانى:
|
عشق زد خيمه بياييد كه بىخانه شويم |
شمع افروخته شد هم پر پروانه شويم |
|
|
حلقه طره او در شكن است و خم و تاب |
بايد اندر سر اين سلسله ديوانه شويم |
|
|
آشنايان غم عشق برآنند كه ما |
زين خيال و خرد شيفته بيگانه شويم |
|
|
بيت معمور ولايت دل ديوانه ماست |
گنج ماييم كه بايد همه ويرانه شويم[١] |
|
٤- اجراى دين با خلوص نيت
انسان مؤمن قوانين دين را از روى خلوص نيت اجرا مىكند و در اين زمينه نيازى به قوه مجريه ندارد.
آن قانونى كه ريشه در سر سويداى دل و روح و جان آدمى داشته باشد، بدون قوه مجريه، منهاى پليس و پاسبان اجرا مىگردد و متدين واقعى به خود اجازه تخطى، در هيچ مرحلهاى نمىدهد و اين گونه قانون هم فقط قانون دين است؛
[١] -صفاى اصفهانى: ٢٦٠.