عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦٣ - مال حلال در قرآن و روايات
نيست، بلكه دنبال كسب رفتن عارف و اتصال عاشق به مال دنيا فقط به خواست مولا انجام مىگيرد كه عارف بدون دستور حق ارزشى براى همه دنيا قائل نيست، چه رسد به مقدار مال بسيار محدودى كه مىخواهد با آن سد جوع كرده و بدنش را بپوشاند!!
در اين كه چه اندازه بايد با دنيا و مال دنيا رابطه داشت روايت جالبى بدين مضمون رسيده:
قال ثوبان، قلت يا نبى الله ما يكفينى من الدنيا، قال: ما سد جوعتك، ووارى عورتك وإن كان لك بيت يظلك فبخ بخ وإن كان لك دابة تركبها فذاك وأنت مسئول عما سوى ذلك[١].
ثوبان مىگويد، به پيامبر خدا گفتم: از دنيا چه مقدار مرا كفايت مىكند؟
فرمود: به اندازهاى كه گرسنگىات را برطرف كرده و بدنت را بپوشاند و اگر خانهاى داشته باشى، پس خوشا به حالت، خوشا به حالت و اگر مركبى براى سوارى بگيرى خوب است و مازاد بر اين چهار برنامه را در قيامت بايد پاسخ بگويى.
خداوند بزرگ و انبيا الهى و امامان عزيز و عارفان وارسته و عاشقان مست جام معرفت و حكيمان و ناصحان و دلسوزان به طور دائم سفارش مىكردند كه فقط به دنياى حلال روى آوريد و مازاد مال حلال را با خداوند مهربان معامله كنيد و در خوردن و پوشيدن و خرج كردن حلال هم در حد ضرورت استفاده نماييد و وقت گرانبهاى خود را كه بايد صرف فضيلت و ادب و انسانيت گردد، خرج دنياى غيرحلال و غيرضرورى ننموده و از دل بستن به مال و فرح و انبساط نسبت به
[١] -مجموعة ورام: ٢/ ٢١٥.