عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨ - معناى رضا
|
هر آن كالا كه در بازار عشق است |
نوشته دست حق بر دفتر دل |
|
|
سرشته عشق پاكان در نهادش |
كز اصل پاك آمد گوهر دل |
|
|
جهان معنوى را دل امير است |
زفر عشق باشد افسر دل |
|
|
چرا اين مرغ دل پرد به هر شاخ |
چو هست اسرار يار دل بر دل |
|
فيلسوف بزرگ، مرحوم حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى معروف به كمپانى درباره عظمت دل گويد:
|
تا بىخبرى ز ترانه دل |
هرگز نرسى به نشانه دل |
|
|
روزانه نيك نمىبينى |
بىناله و آه شبانه دل |
|
|
تا چهره نگردد سرخ از خون |
كى سبزه دمد زدانه دل |
|
|
از خانه كعبه چه مىطلبى |
اى از تو خرابى خانه دل |
|
|
از موج بلا ايمن گردى |
آنگه كه رسى به كرانه دل |
|
|
اندر صدف دو جهان نبود |
چون گوهر قدس يگانه دل |
|
|
در مملكت سلطان وجود |
گنجى نبود چو خزانه دل |
|
|
جانا نظرى سوى مفتقرت |
كآسوده شود زبهانه دل |
|
عارف دل سوخته الهى قمشهاى در اين زمينه گويد:
|
زدانشور مپرس احوال دلبر |
جمالش هست پيدا در دل دل |
|
|
زحسن دلرباى حضرت دوست |
هزاران پرده بگشا در دل دل |
|
|
دو عالم را خرد آيينه آراست |
رخش آيينه آرا در دل دل |
|
|
محيط فكر بىپايان ادراك |
چو يك حلقه به صحرا در دل دل |
|
|
اگر عالم كتاب حقتعالى است |
همه نقش است و معنى در دل دل |
|
|
جمالش بر تو پنهان است و ماراست |
چو خورشيد آشكارا در دل دل |
|
|
«الهى» عقل و هوش و دانش افكند |
كه عشق آمد تماشا در دل دل |
|
[وفتح القلب فى الرضا عن الله]
يعنى: فتح قلب در راضى بودن بنده است از حضرت حق در همه حالات، در فقر و غنا، در صحت و مرض. از حضرتش راضى بودن و در خوشى و ناخوشى زندگى صبر نمودن و شكر الهى را بجاى آوردن فتح قلب است.
وجه ناميدن مرتبه رضا به فتح، ظاهر است؛ چرا كه فتح عبارت است از:
گشايش كارها و آسان شدن آن. عبد در مرتبه رضا، تمام كارها و مشكلات را به خود آسان كرده و به هرچه از سوى دوست- از وسعت و تنگى و ...- روى مىدهد به خود گوارا نموده است.
عبد، زمانى كه از طريق انبيا و كتب آسمانى و ائمه طاهرين : خداى خود را شناخت و به اين نكته واقف شد كه پروردگار عادل خداى حكيم، در ترسيم كليه برنامهها براى بنده خود جز خير و سعادت نخواسته، به تمام دادههاى او رضايت داده و از طريق اين رضايت خشنودى حق را براى خود خريده است.
در معارف الهى آمده:
رضاى حق از عبد، بسته به رضاى عبد از خداست.
معناى رضا
در اينها لازم است به مسئله رضا از ديدگاه معارف اسلامى اشاره شود تا