عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٠ - غفلت در روايات
و اعمال صالحه مسامحه كار است.
عالىترين برنامههاى الهى را كه غنيمت خردمندان است ضرر دانسته و شهوات و بدكردارىها را غنيمت و منفعت مىداند!!
از مرگ مىترسد، ولى براى حفظ فرصتها و جلوگيرى از انقضاى مهلتها عجله نمىكند.
آنچه از معصيت خود كم مىداند، براى ديگران زياد به حساب مىآورد و آنچه از طاعت ديگران كم مىداند، براى خود فراوان حساب مىكند.
به مردم نسبت به اعمالشان طعنه مىزند، ولى نسبت به خود توجهى ندارد. لغو با ثروتمندان برايش محبوبتر از ذكر با فقرا است.
به نفع خودش به ضرر ديگران حكم مىكند، ولى به نفع ديگران به ضرر خود حكم نمىنمايد. ديگرى را هدايت مىكند، ولى خود را به گمراهى مىكشد.
مىخواهد كه ديگران از او پيروى كنند، ولى خودش نسبت به مردم نافرمان است.
علاقه دارد ديگران نسبت به او به وعدههايشان عمل كنند، ولى خود وفاى به عهد نمىكند. از ترس مردم براى غير خدا خوب عمل مىكند، اما در ميان خلق ازخداى خود نمىترسد. آنجا كه بايد براى خدا به مردم نفع برساند نمىرساند و آنجا كه بايد از زيان زدن به مردم به خاطر خدا بگريزد نمىگريزد!![١] آرى، بهتر از اين امكان معرفى چهره غافل براى احدى وجود ندارد و اين اميرالمؤمنين ٧ درياى مواج علم الهى است كه به طور كامل، غافلان را معرفى فرموده است.
در اين باب روايات متعددى در آثار اسلامى به چشم مىخورد كه به بعضى از
[١] -نهج البلاغة: حكمت ١٥٠؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ١٩٩، باب ١٠٥، حديث ٣٠.