عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٤ - عالمان هوىپرست، اساس حكومت بنىاميه
حاكمان ديگرى كه پس از معاويه و يزيد، روى كارآمدند، به برنامههاى آن دو نفر عمل مىكردند و گاهى به جنايات آنان مىافزودند؛ عمال بنىاميه مردم را به انواع ناراحتىها و شكنجهها مبتلا مىساختند، اين شكنجهها ملتهاى غير عرب را هم مىگرفت، بنىاميه غيرعرب را با كمال ذلت و در نهايت سختى به بندگى و اسارت مىكشيدند.
هر عربى كه از روى ميل حاضر نبود كه گوشت و خون خود را در اختيار بنىاميه بگذارد به قتل مىرسيد؛ بنىاميه افرادى را براى دريافت ماليات بر سر مردم گمارده بودند، كه بر انواع و مقدار آن بيفزايند و با شديدترين شكنجه و سنگدلى آن را وصول كنند.
عبدالملك بن مروان در حكومت خود براى جان و مال مردم ارزشى قائل نبود، او دستور داد چاهها و چشمههاى بحرين را ويران كنند تا اهالى آن به فقر و فلاكت بيفتند و در برابر حكام تسليم شوند و حكومت حجاز و عراق را بدست خونخوار بىنظيرى چون حجاج بن يوسف سپرد!!
يزيد بن عبدالملك بن مروان روزى سخت در مستى فرو رفت، در حالى كه يكى از كنيزانش به نام حبابه پيش او بود، موقعى كه به طرب آمد گفت: بگذاريد پرواز كنم. حبابه گفت: مردم را به چه كسى مىسپارى؟ يزيد پاسخ داد: به تو!!
بنى اميه روى منبرها و در خطبههاى نماز جمعه و در قنوت نماز، دستور اكيد داده بودند كه به بهترين خلق خدا وجود مقدس اميرالمؤمنين ٧ دشنام و ناسزا بدهند!!
و البته حكام بنىاميه تمام اين برنامهها را با دلگرمى به عالمان هوىپرست انجام مىدادند؛ زيرا عالمان دربارى و وعاظ سلاطين، تمام اين جنايات را در نظر توده عوام امورى اسلامى و برنامههايى شرعى جلوه مىدادند!!