عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨١ - طلب علم
هيچ حركتى نيست مگر اين كه انسان قبل از آن احتياج به معرفت دارد، چون بدون معرفت، حركت انسان حركت جاهلانه و حركت جاهلانه حركت در تاريكى و ظلمت و رفتن به سوى بدبختى است.
قال على ٧: يا كميل ما من حركة إلا وأنت محتاج فيها إلى معرفة[١].
على ٧ فرمود: اى كميل! هيچ حركتى نيست مگر اين كه تو در آن نيازمند به شناخت و معرفتى.
يزيد بن مذعور مىگويد:
اوزاعى را پس از مرگ به خواب ديدم و به او گفتم: بهترين عملى كه به آن تقرب جويم چيست؟ گفت: درجهاى بلندتر از درجه اهل معرفت نديدم[٢].
خوشا به حال آن مردمى كه قدر و ارزش خود را شناختند، به موقعيت عالى خود در اين عالم شگفتانگيز پىبردند، ودر جستجوى علم و معرفت برخاسته، و به نور آگاهى و دانش روشن شدند و قدم در راه سير و سلوك تا رسيدن به لقاء حق گذاشتند و به جايى كه بايد برسند و آنجا فقط جاى انسان است، رسيدند.
خوشا به حال آن مردمى كه با تمام وجود به فرمان خداى مهربان، با ديو خطرناك هواى نفس به مبارزه برخاستند و بر اين دشمن جانى پيروز شده، نفس را از آلودگىها پيراستند و به حسنات و پاكىها آراستند.
عطار آن سير كننده هفت شهر عشق در بيان ارزش انسان مىگويد:
|
عزيزا هر دو عالم سايه توست |
بهشت و دوزخ از پيرايه توست |
|
|
تويى از روى ذات آيينه شاه |
شه از روى صفاتى آيه توست |
|
[١] -مستدرك الوسائل: ١٧/ ٢٦٧، باب ٧، حديث ٢١٣٠٢؛ تحف العقول: ١٧١.
[٢] -تفسير كشف الاسرار: ١/ ١٤.