عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٧ - معناى مراقبت در كلام بزرگان
اين حال پيدا شود كه فكر بد يا تلقين شيطانى به قلب او راه نيابد و چون خدا را در همه حال و همهجا حاضر وناظر بيند كمتر به دام هواى نفس اسير شود.
جنيد بغدادى، مريدى داشت كه او را از همه عزيزتر مىداشت. ديگران را غيرت آمد. شيخ به فراست بدانست، گفت: ادب و فهم او از همه زيادت است، ما را نظر بر آن است، امتحان كنيم تا شما را معلوم شود.
فرمود: تا بيست مرغ آوريد و گفت: هر مريدى يكى را برداريد و جايى كه كس شما را نبيند بكشيد و بياوريد، همه برفتند و بكشتند و باز آمدند، الا آن مريد كه مرغ زنده بياورد. شيخ پرسيد: چرا نكشتى؟ گفت: از آن كه شيخ فرموده بود كه جايى بايد كه كس نبيند و من هرجا كه مىرفتم حق تعالى مىديد. جنيد گفت:
ديديد كه فهم او چگونه است و از آن ديگران چگونه؟! همه استغفار كردند.
حارث محاسبى گفته:
مراقبت، علم دل است در قرب حق تعالى.
حاصل آن كه: حال مراقبت آن است كه حسن بن على دامغانى گفته:
«عليكم بحفظ السرائر، فانه مطلع على الضمائر».
دوم حال مراقبه آن است كه: سالك در حال مراقبه، كاينات را فراموش كند؛ يعنى به حالى باشد كه در آن حال وجود و عدم دنيا براى او يكسان باشد و چنان مراقب باشد كه جز خدا هيچ چيز در ذهن و فكر او نباشد.
احمد بن عطا گفت:
«خيركم من راقب الحق بالحق فى فناء مادون الحق».
بهترين شما كسى است كه حق را به حق مراقبت كند، با توجه به اين كه مادون او را فنا و عدم محض بداند.
شيخ كبير ابو عبدالله محمد بن الخفيف گفته: