عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨٦ - طلب علم
اوامر حق بر او عرضه نشد، مگر اين كه سختترين آن دو را براى عمل اختيار كرد و بر پيامبر ٦ شدتى نازل نشد مگر اين كه على را از باب اطمينانى كه به او داشت خبر كرد؛ زيرا در امت جز اميرالمؤمنين كسى طاقت عمل كردن به مانند پيغمبر نداشت، على عمل مىكرد عمل شخص ترسناك، آن حضرت خود را بين بهشت و جهنم مىديد، اميد ثواب و ترس از عقاب داشت، از كاركرد دست خود و محصول رنجى كه در كار كردن كشيده بود، هزار بنده در راه خدا آزاد كرد.
قوت اهل بيتش را روغن و سركه و خرما قرار داده بود، لباسش از كرباس بود و اگر آستينش بلند مىآمد، قيچى مىخواست و آن را قطع مىكرد.
كسى از اولادش در اين امور شبيهتر از امام سجاد ٧ نبود، حضرت باقر ٧ وارد بر پدر بزرگوار شد، ديد پدر مهربانش به حدى از عبادت رسيده كه كسى به آن حد نرسيده، رنگش از بيدارى شب زرد شده بود و چشمانش گويى از شدت گريه سوخته بود و جبههاش جراحت داشت، بينى آن جناب از كثرت سجود گويى پاره شده بود، ساق پاى آن حضرت از زيادى ايستادن در نماز ورم كرده بود.
امام باقر ٧ مىفرمايد: از ديدن حال پدرم نتوانستم از گريه خوددارى كنم، گريه كردم در حالى كه پدر مشغول فكر بود، پس به من توجه كرد و فرمود: پسرم! صحيفههايى كه عبادت اميرالمؤمنين در آن است به من بده، آنها را به دست حضرت دادم، مقدار كمى قرائت كرد، سپس آن را گذاشت و در حال ناراحتى و غصه فرمود: چه كسى قدرت عبادت على بن ابىطالب را دارد؟!
عزيزان! على ٧ با آن كثرت عبادات، كه در طاقت هيچ بشرى نيست، در پيشگاه حضرت حق در نيمه شب، هم چون مار گزيده به خود مىپيچيد و مىگفت: