عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦ - ٥ - انسان
صورت و معنا و يا رابطه بين كلمه و ترجمهاش چقدر اعجابانگيز است!!
|
جهان چون چشم وخط و خال و ابروست |
كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست[١] |
|
\*\*\* اگر در نظامات عالى حاكم بر هر موجودى و آثار پرارزش هر كلمهاى دقت كرده و در آن انديشه كنيم و به تعبير ديگر، اگر به صورت و معناى هريك از موجودات با ديد عقل بنگريم، به اين نتيجه مىرسيم كه سرچشمه پرفيض همه كلمات، حكمت و عدل و علم بىنهايت در بىنهايت است و به عبارت ديگر، كلمات كتاب هستى و معانى آنها نشان مىدهند كه آثار مؤلفى عالم و عادل و حكيم هستند كه آن مؤلف- بنابر رهنمايى انبيا و كتب آسمانى- كسى جز الله يعنى ذات مستجمع جميع صفات كمال نيست و در حقيقت صور و معانى، ترجمهاى از صفات خداست. البته كليه كلمات صفحه زرين هستى، به اراده مستقيم او ترجمه و معنا مىشوند و هيچ يك شعور ترجمه كردن خود را ندارند. در حقيقت كلمات تكوينى براى معنا شدن و بروز آثار، در ميان اجبارند و آثار آنها كه به اراده حق آشكار مىشود، معناى آنهاست.
اما اراده ازلى حق بر اين قرار گرفته كه كلمه وجود انسان، با گوهر پر بهاى اختيار خودش به كمك دين و اصول وحى ترجمه شود و آثار انسانيت انسان كه در حقيقت آثار خدا و صفات ربوبى است، در سايه اتصال انسان به قوانين وحى، اعم از قرآن يا كلمات پيامبر ٦ و يا فرهنگ امامان معصوم : قابل ظهور و تجلى است. به
[١] -گلشن راز.