عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨ - ٥ - انسان
كتاب وجود انسان داراى كلماتى از قبيل زبان، چشم، گوش، قلب، روح، دست، پا و شهوت است و اين انسان است كه بايد در پرتو شعاع وحى هريك از اين كلمات را در گردونه ترجمه حقيقى بيندازد و همه بايد بدانند كه تنها مترجم كلمات كتاب وجود انسان خداست و كسى جز او قدرت بر ترجمه اين كلمات را ندارد و به تعبير ديگر، علت سعادت و نيكبختى فقط و فقط فرهنگ خداست.
تمدن شرق و غرب در تمام دورهها، از فراهم آوردن اسباب خوشبختى و رفاه و آسايش ملتها عاجز بوده و امروز هر دو تمدن به طرف فنا و زوال در حركتاند.
يكى از آگاهان به وضع جهان امروز مىگويد:
در نظر من هيچ كدام از اين دو تمدن در شكل حاضر آن قوت و استعداد را ندارد كه يك تربيت صحيح و يك سعادت كامل براى افراد بشر تهيه و تأمين نمايد؛ زيرا كه هر دو از چند جهت راه افراط و تفريط پيش گرفتهاند و افراط و تفريط هرگز راه به كمال ندارد و از اينرو راهنمايى به كمال نيز نمىتواند كرد، با وجود خدمتها و معاونتهاى بزرگى كه اين دو تمدن به وجود آوردهاند، امروز هر دو به حدى رسيدهاند كه ديگر با اين وضع كنونى نمىتوانند وظيفه خود را چنان كه لازم است بجا بياورند، چه هر دو فاسد گشته و ريشه هر دو تا يك اندازه خشكيده است و بدين جهت، به جاى حريم سعادت، هر دو، راه به ويرانه سفالت[١] مىبرند!!
امروز تمدن شرق مانند حوضى شده است كه مدتهاست آب تازه بدان نريخته و از اينرو رنگ و بوى آن تغيير يافته و يك منظره كريه و زشت و وحشتآورى نشان مىدهد.
[١] -سفالت: پستى، نقيض علو.