عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٤ - محاكم تفتيش عقايد
سليمان و در معبد در لجهاى از خون مسلمانان مىتاختند و خون تا زانوى مركب مىرسيد!!
عموم روايات بر قتل عام شهادت مىدهد، تقريبا در آن ناحيه دههزار مسلمان در معبد قتل عام شد و هركس در آنجا راه مىرفت تا بند پايش را خون مىگرفت!
از كفار هيچكس جان نبرد و حتى زن و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند، پس از كشتار نوبت به غارت رسيد، كسان چون از خونريزى سير شدند به خانهها ريختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط كردند، هركس چه فقير چه غنى به هرجا وارد مىشد، آن را ملك طلق خود مىدانست و اين رسم چنان سارى بود كه گويى قانونى است كه بايد مو به مو رعايت شود!![١]
محاكم تفتيش عقايد
به موازات رشد عقلى انسان، علم در همه جوانبش در حال پيشرفت بود، عقلا و دانشمندان، براى كشف حقايق به تكاپو افتاده بودند؛ اروپا طبق نظريه محققين خود آنها با اثرگيرى از علوم اسلامى، در راه تحقيق مسائل علمى افتاده بود، ولى پيشرفت دانش به صلاح كليسا و اربابانش نبود؛ زيرا بيدارى ملتها، به حكومت شيطانىشان- كه زير پرده دين پنهان شده بود- خاتمه مىداد. پاپها و كشيشان چندى پس از عيسى به كتمان حق عادت كرده بودند و تحريف حقايق طبيعت دوم آنان شده بود، اينان به هنگام ظهور اسلام هم، از اين دو جنايت فروگذار نبودند، به وقت حركت علمى اروپا، بنا گذاشتند با علم و عالم به مخالفت برخيزند و هرچه را مطابق كتب دينى تحريف شده خود نديدند نابود كنند؛ اگر كتمان حق و تحريف
[١] -تاريخ قرون وسطى: ٢/ ٢٥٠.