عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦١ - لذت و الم نفس
با آن هدف اتصال پيدا كند لذت مىبرد و در صورت نرسيدن به مطلوب مادى دچار الم و درد مىگردد، يا اگر هدف يافته بر اثر حادثهاى از دستش برود دچار الم شده و گاهى از شدت غصه بيمار مىشود!!
در مرحله معنويت هم همينطور است، خداوند، تنها هدف و مقصود نفوس زكيه و اهل معرفت است و نفوس عاليه براى رسيدن به اين مقصود حقيقى از تحمل هر رنجى دريغ ندارند و براى يافتن محبوب خويش تا سرحد جان باختن پيش مىروند، اينان از حركت در اين مسير، بهترين لذت را برده و فراق معشوق براى آنان سنگينترين الم است.
البته درك اين لذت و الم معنوى بستگى به معرفت انسان نسبت به حقايق عالى عالم دارد و تا كسى با دست زدن به دامن انبيا و اوليا وارد وادى معرفت نشود، از اين دو مقوله خبرى نخواهد يافت.
بىخبران از معارف و آنان كه هدفى جز امور مادى ندارند، حدود الم و لذتشان، همان حدود حيوانات است و زحمت آنان كه منحصر به امور محسوس است، ارزشى ندارد و از رحمت مخصوص حق محروم و در فرداى عالم در عذاب جهنم مخلدند.
لذت يعنى ادراك و وصول به امورى كه در آن كمال نفس است (كمال حقيقى يا كمال وهمى و خيالى) مانند ادراك و وصول انسان مثلا به غذاى خوش و صوت و صورت زيبا و رياست و سلطنت و آمال و تخيلات خوش و الم يا عدم لذت است و معنى آن مقابل لذت، يا ضد لذت و معنى آن ادراك امور منافر و مضاد كمال نفس است.
به هر حال معنى الم را از لذت بايد دريافت به تقابل تضاد يا عدم ملكه و البته به اين معنى لذت و الم كيف نفسانى است و ذات واجب از آن منزه است و چون