عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٢ - ١ - قرآن مجيد
و كافران چون قرآن را شنيدند، نزديك بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پاى درآورند] و مىگويند: بىترديد او ديوانه است!
با توجه به اين گونه آيات در قرآن مجيد، بايد گفت: دلى كه با كتاب خدا سروكار دارد، قلبى كه از نور قرآن مجيد روشن شده، قلبى كه براى معالجه امراض خود از قرآن استفاده كرده به ميدان ذكر راه يافته و قلبى است كه در جايگاه بلندى قرار دارد. مگر جايى بلندتر از قرآن مجيد از نظر معنوى وجود دارد؟ با توجه به اين مطالب جمله:
فرفع القلب فى ذكر الله،
به اين معناست كه بلندى مرتبه قلب، در سايه بهرهگيرى او از قرآن است.
|
مردم نشسته فارغ و من در بلاى دل |
دل دردمند شد ز كه جويم دواى دل |
|
|
از من نشان دل طلبيدند بىدلان |
من نيز بىدلم چه نوازم نواى دل |
|
|
رمزى بگويمت زدل ار بشنوى به جان |
بگذر زجان تا كه ببينى لقاى دل |
|
|
گر در دل تو جاى كسى هست غير او |
فارغ نشين كه هيچ نكردى به جاى دل |
|
|
كيخسرو آن كسى است كه حال جهان بديد |
از نور جام روشن گيتى نماى دل |
|
|
چون آفتاب عشق برآمد تو بنگرى |
جانها چو ذره رقصكنان در هواى دل |
|
|
نقد تو زير سكه معنى كجا نهند |
چون آهن تو زر نشد از كيمياى دل |
|