عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٨ - معناى دين
باشند، ولى هزاران سال است، بشر متكى به عقل يا وجدان ثابت مىكند كه عقل و وجدان نتوانسته و نمىتواند به جاى دين قرار گيرد.
عقلها تاكنون در بسيارى از امور منشأ اشتباهات غير قابل جبران بودند و وجدانها نيز در برابر عوامل غلط يا محكوم گشته و بىصدا شدهاند، يا به كلى خاموش شده و بشر را به سقوط كشاندهاند.
مايه و ريشه اصلى دين، به صورت فطرت و يا حالت جستجوى از حق مطلق، در درون و ذات انسان جا دارد و اين مايه كه با حقيقت انسان يكى است، به وسيله سفيران الهى قابل شكوفا و بارور شدن است.
انبيا با رساندن معارف پاك الهى به گوش بشر و تشويق انسان به اجراى حدود و مقررات الهى، توفيق تربيت كردن انسانهايى را پيدا كردند كه نمونه آنان در تمام برنامهها در هيچ مكتبى يافت نمىشود!!
سودى كه دين در دو جهت مادى و معنوى، نصيب بشر كرده، هيچ مدرسه و مكتبى نصيب انسان نكرده و با كمال شجاعت مىتوان ادعا كرد كه بشر با هر برنامه مثبت و با بركتى كه روبرو بوده، آن برنامه ريشه در دين واقعى داشته است.
در ميان تمام نعمتهايى كه خداوند به انسان ارزانى داشته، هيچ نعمتى قابل برابرى با نعمت دين نيست.
خداوند، در برابر هيچ يك از نعمتهاى ارضى و سمايى بر بشر منت نگذاشته، ولى در اعطاى نعمت دين و هدايت بر بشر منت گذارده و اين مسئله نشانگر اهميت والاى اين نعمت در زندگى انسان است.
انسان اگر غرق در تمام نعمتها باشد و در زندگيش، جايى براى نعمت دين ديده نشود، بدبخت است و به فرموده قرآن مجيد، نمىتوان از او به عنوان انسان ياد كرد.